آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Noncommittal

ˈnɑːnkəˈmɪtl̩ ˌnɒnkəˈmɪtl̩

معنی noncommittal | جمله با noncommittal

adjective

ردکننده، غیرصریح، غیرمشخص

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

Her tone was friendly but noncommittal.

لحن او دوستانه، ولی پیمان‌گریزانه بود.

a noncommittal word that can be used for almost any feeling

واژه‌ی گنگی که می‌توان آن را تقریباً برای هرگونه احساسی به‌کار برد

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد noncommittal

  1. adjective unwilling to decide
    Antonyms:

لغات هم‌خانواده noncommittal

ارجاع به لغت noncommittal

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «noncommittal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/noncommittal

لغات نزدیک noncommittal

پیشنهاد بهبود معانی