آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Noncompliant

ˌnɑːnkəmˈplaɪənt ˌnɒnkəmˈplaɪənt

معنی noncompliant | جمله با noncompliant

adjective

نافرمانبر، ناسازگار، خاطی، غیرمنطبق

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

Observations show that parents who are constantly distracted are at risk of producing noncompliant toddlers.

مشاهدات حاکی از آن است که والدینی که دائماٌ حواسشان پرت است، در خطر به وجود آوردن کودکانی نافرمانبر هستند.

He told us that the sign was non-compliant with the state laws.

او به ما گفت که آن نشانه با قانون ایالتی ناسازگار است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد noncompliant

  1. adjective unwilling to go along with something

ارجاع به لغت noncompliant

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «noncompliant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/noncompliant

لغات نزدیک noncompliant

پیشنهاد بهبود معانی