آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ تیر ۱۴۰۵

      Equivocal

      ɪˈkwɪvəkl ɪˈkwɪvəkl

      صفت تفضیلی:

      more equivocal

      صفت عالی:

      most equivocal

      معنی equivocal | جمله با equivocal

      adjective formal C1

      مبهم، دوپهلو، دارای دو معنی

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The witness gave an equivocal statement that could be interpreted either as an admission or a denial.

      شاهد اظهارنامه‌ای دوپهلو داد که می‌شد آن را هم به‌عنوان اعتراف و هم انکار تفسیر کرد.

      Her smile was equivocal — was it friendly or mocking?

      لبخند او مبهم بود؛ آیا دوستانه بود یا تمسخرآمیز؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an equivocal reply

      پاسخ دوپهلو

      The evidence was equivocal, making it difficult to reach a verdict.

      شواهد مبهم بودند و تعیین حکم را دشوار می‌کردند.

      adjective C1

      نامعلوم، نامشخص، تعیین‌نشده (ماهیت یا طبقه‌بندی)

      an equivocal outcome

      نتیجه‌ی نامعلوم

      The boundary between the two ecosystems is equivocal, shifting with the seasons.

      مرز بین دو زیست‌بوم تعیین‌نشده است و با تغییر فصل جابه‌جا می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The data produced an equivocal result, so the researchers postponed their conclusion.

      داده‌ها نتیجه‌ای نامشخص نشان دادند؛ بنابراین پژوهشگران نتیجه‌گیری را به تعویق انداختند.

      adjective C1

      مشکوک، شک‌برانگیز، سؤال‌برانگیز، پرسش‌برانگیز

      equivocal conduct

      رفتار مشکوک

      He accepted the award with an equivocal smile that hinted at ulterior motives.

      او با لبخندی پرسش‌برانگیز جایزه را پذیرفت که به نیات پنهان اشاره داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد equivocal

      1. adjective doubtful, uncertain
        Synonyms:
        uncertain questionable vague indefinite ambiguous unclear obscure open fuzzy hazy fishy suspect suspicious dubious problematic indistinct clouded muddled misleading evasive puzzling unintelligible with mixed feelings undecided indeterminate borderline muzzy oblique unexplicit amphibological clear as mud tenebrous disreputable
        Antonyms:
        certain clear sure definite obvious unquestionable unequivocal determined plain

      سوال‌های رایج equivocal

      صفت تفضیلی equivocal چی میشه؟

      صفت تفضیلی equivocal در زبان انگلیسی more equivocal است.

      صفت عالی equivocal چی میشه؟

      صفت عالی equivocal در زبان انگلیسی most equivocal است.

      ارجاع به لغت equivocal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «equivocal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/equivocal

      لغات نزدیک equivocal

      • - equivalency
      • - equivalent
      • - equivocal
      • - equivocate
      • - equivocation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.