آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ مهر ۱۴۰۳

      Certain

      ˈsɜrːtn ˈsɜːtn

      صفت تفضیلی:

      more certain

      صفت عالی:

      most certain

      معنی certain | جمله با certain

      adjective B1

      مطمئن

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      I am quite certain that they will not come.

      من کاملاً مطمئن هستم که آن‌ها نخواهند آمد.

      I'm certain how much it will cost.

      مطمئن هستم که هزینه‌ی آن چقدر خواهد بود.

      adjective B1

      قطعی، حتمی، مسلم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      a certain cure

      علاج قطعی

      He predicted the enemy's certain defeat.

      او شکست حتمی دشمن را پیش‌بینی کرد.

      adjective formal

      به نام...، ...نامی (درمورد اشخاصی که نمی‌شناسیم)

      A certain Mr. Akbari wants you.

      آقایی به نام اکبری با شما کار دارد.

      A certain Smith arrived.

      اسمیت‌نامی رسید.

      adjective

      تاحدی

      His loyalty can be trusted to a certain extent.

      وفاداری او تاحدی قابل اعتماد است.

      Budget can improve the situation to a certain degree.

      بودجه می‌تواند وضعیت را تا حد مشخصی بهبود بخشد.

      adjective

      معین، مشخص

      He had a certain plan in mind for the weekend.

      او برای آخرهفته برنامه‌ی معینی در سر داشت.

      The schedule was certain.

      برنامه مشخص بود.

      adjective

      خاص

      I am waiting for a certain someone to arrive.

      منتظر شخص خاصی هستم که بیاید.

      He possessed a certain talent for playing the piano.

      او استعداد خاصی در نواختن پیانو داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد certain

      1. adjective confident
        Synonyms:
        sure positive satisfied calm assured self-confident secure convinced believing unconcerned untroubled undisturbed unperturbed assertive undoubting unquestioning undoubtful sanguine cocksure
        Antonyms:
        unsure uncertain doubtful hesitant unconfident doubting
      1. adjective undoubtable, valid
        Synonyms:
        sure true real definite positive clear undoubted known safe reliable valid firm fixed sound genuine absolute undeniable unmistakable unambiguous trustworthy incontrovertible demonstrable provable irrefutable verifiable indubitable unerring assured ascertained conclusive determined guaranteed authoritative confirmable establishable destined predestined salted away set on ice in the bag having down pat supreme
        Antonyms:
        uncertain doubtful unreliable unsure questionable dubious faltering
      1. adjective fixed
        Synonyms:
        sure set decided definite determined established settled stated assured guaranteed insured warranted bound certified concluded ensured stipulated
        Antonyms:
        uncertain unfixed undecided unpredictable
      1. adjective referring to a specifically known amount
        Synonyms:
        specific some particular defined specified individual precise express marked special regular several various many a few numerous one a couple sundry divers singular upwards of

      Collocations

      for certain

      بدون شک، حتمی، مسلم، محقق

      make certain

      اطمینان به عمل آوردن، مطمئن شدن

      to a certain extent (or degree)

      تا اندازه‌ای، به مقدار معینی

      to some extent, to a certain extent

      تا اندازه‌ای، تا مقداری

      Idioms

      of a certain age

      (معمولاً در مورد زنان) پا به سن گذاشته

      لغات هم‌خانواده certain

      noun
      certainty
      adjective
      certain
      adverb
      certainly

      سوال‌های رایج certain

      صفت تفضیلی certain چی میشه؟

      صفت تفضیلی certain در زبان انگلیسی more certain است.

      صفت عالی certain چی میشه؟

      صفت عالی certain در زبان انگلیسی most certain است.

      ارجاع به لغت certain

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «certain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/certain

      لغات نزدیک certain

      • - cerous
      • - cert
      • - certain
      • - certainly
      • - certainty
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.