آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ اسفند ۱۴۰۲

      Sanguine

      ˈsæŋɡwɪn ˈsæŋɡwɪn

      شکل جمع:

      sanguines

      صفت تفضیلی:

      more sanguine

      صفت عالی:

      most sanguine

      معنی sanguine | جمله با sanguine

      adjective formal

      خوش‌بین، امیدوار (شخص)، خوش‌بینانه (رفتار و غیره)

      His sanguine nature allowed him to see the silver lining in every situation, even during the darkest times.

      طبیعت خوش‌بین او به او این امکان را می‌داد که در هر موقعیتی، حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها، روزنه‌ی امید را ببیند.

      Despite the challenges ahead, she remained sanguine about the outcome and believed that everything would work out for the best.

      علی‌رغم چالش‌های پیش‌رو، او در مورد نتیجه امیدوار باقی ماند و معتقد بود که همه چیز به بهترین نحو پیش خواهد رفت.

      adjective noun

      رنگ قرمز، گلگون، سرخ (چهره و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The sanguine dress she wore made her stand out in the crowd.

      لباس قرمزی که پوشیده بود او را در میان جمعیت متمایز می‌کرد.

      The sanguine roses bloomed in the garden.

      رزهای سرخ در باغ شکوفه دادند.

      adjective

      پزشکی قدیمی دموی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The doctor described his patient's ruddy complexion and optimistic disposition as signs of a sanguine temperament.

      پزشک چهره‌ی سرخ‌رنگ و خلق خوش‌بینانه‌ی بیمارش را نشانه‌ای از خلق‌وخوی دموی توصیف کرد.

      His upbeat and cheerful demeanor reflected his inherently sanguine disposition.

      رفتار خوش‌بینانه و شاد او نشان‌دهنده‌ی روحیه ذاتاً دموی او بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sanguine

      1. adjective happy; optimistic
        Synonyms:
        happy cheerful positive hopeful optimistic confident assured self-assured self-confident upbeat enthusiastic spirited lively buoyant expectant undoubtful animated
        Antonyms:
        sad unhappy depressed pessimistic
      1. adjective reddish; flushed
        Synonyms:
        red ruddy flush glowing scarlet florid bloody rubicund
        Antonyms:
        pale pallid sallow

      سوال‌های رایج sanguine

      شکل جمع sanguine چی میشه؟

      شکل جمع sanguine در زبان انگلیسی sanguines است.

      صفت تفضیلی sanguine چی میشه؟

      صفت تفضیلی sanguine در زبان انگلیسی more sanguine است.

      صفت عالی sanguine چی میشه؟

      صفت عالی sanguine در زبان انگلیسی most sanguine است.

      ارجاع به لغت sanguine

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sanguine» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sanguine

      لغات نزدیک sanguine

      • - sanguinaria
      • - sanguinary
      • - sanguine
      • - sanguineous
      • - sanguinity
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fund hang gliding burst into Pres vertical sore go to college, school, university board of directors vein wonder homogeneous tuple wedding surplus Dardanelles داستان‌نویس در صورت امکان در چه شرایطی درازنشست درختچه درد دل کردن دروغین دریاچه در حقیقت دست تکان دادن دست دادن دشت موز ونزوئلا نارون
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.