فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Pallid

ˈpælɪd ˈpælɪd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    رنگ‌رفته، کم‌رنگ، رنگ‌پریده، محو
    • - The patient's face turned pallid.
    • - چهره‌ی بیمار مثل گچ شد.
    • - the pallid sky
    • - آسمان مات
    • - pallid poetry
    • - شعر عاری از لطف
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد pallid

  1. adjective pale
    Synonyms: anemic, ashen, ashy, blanched, bloodless, colorless, dull, faded, feeble, ghastly, gray, lackluster, lifeless, pasty, sallow, sickly, spiritless, uninspired, wan, weak, whitish

ارجاع به لغت pallid

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «pallid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/pallid

لغات نزدیک pallid

پیشنهاد بهبود معانی