آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۳

      Pasty

      ˈpæsti ˈpeɪsti ˈpæsti ˈpeɪsti

      شکل جمع:

      pasties

      صفت تفضیلی:

      pastier

      صفت عالی:

      pastiest

      معنی pasty | جمله با pasty

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی غذا و آشپزی پای (معمولاً متشکل از گوشت، سبزیجات، پنیر و غیره)

      pasty, پای (معمولاً متشکل از گوشت، سبزیجات، پنیر و غیره)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      a cheese-and-onion pasty

      پای پیاز و پنیر

      Cornish pasty

      پای کورنیش (=نام نوعی غذا در انگلستان)

      adjective

      (صورت یا پوست) رنگ‌پریده، رنگ‌ورورفته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      He's an unattractive man with long greasy hair and pasty skin.

      او مردی زشت با موهای چرب بلند و پوست رنگ‌ورورفته است.

      a pasty face

      صورت رنگ‌پریده

      adjective

      خمیری، خمیر‌مانند، چسب‌مانند، دارای خاصیت چسبندگی

      The mixture has a pasty consistency.

      این مخلوط دارای قوام خمیری است.

      a pasty cookie

      شیرینی خمیری

      noun plural countable

      چسب نیپل، پوشش چسبی پستان (یکی از جفت وصله‌های چسبی‌ای که برای پوشاندن نوک پستان رقاص‌های لخت‌شو پوشیده می‌شود)

      The dancer removed her pasties and showed her boobs.

      رقاص چسب نیپلش را کَند و سینه‌هایش را نشان داد.

      The dancer wears panties.

      رقاص وصله‌های چسبی را [به پستان‌هایش] می‌چسباند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pasty

      1. adjective sticky
        Synonyms:
        gluey gooey adhesive glutinous gluelike doughy starchy gelatinous mucilaginous
        Antonyms:
        unsticky smooth
      1. adjective pale
        Synonyms:
        sickly unhealthy dull wan pallid ashen sallow bloodless anemic waxen
        Antonyms:
        healthy flushed blushing vivid

      سوال‌های رایج pasty

      معنی pasty به فارسی چی میشه؟

      واژه "pasty" در زبان انگلیسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است که در ادامه به بررسی آن‌ها و توضیح نکات جالب مرتبط با این واژه می‌پردازیم.

      معانی واژه "pasty"

      الف) غذایی:

      یکی از معانی اصلی "pasty" به نوعی خوراکی اشاره دارد که معمولاً از خمیری تهیه می‌شود و درون آن با مواد مختلف پر می‌شود. این نوع خوراکی اغلب به عنوان یک غذای سنتی در بریتانیا شناخته می‌شود. پاستی معمولاً شامل گوشت، سیب‌زمینی و سبزیجات است و در یک خمیر ضخیم قرار می‌گیرد. پاستی‌ها معمولاً در فر پخته می‌شوند و می‌توانند به عنوان وعده اصلی یا میان‌وعده مصرف شوند.

      ب) توصیف ظاهری:

      pasty همچنین به معنای "رنگ‌پریده" یا "زرد و بی‌روح" نیز به کار می‌رود. این واژه برای توصیف افرادی استفاده می‌شود که به دلیل بیماری یا خستگی، رنگ صورتشان تغییر کرده است. به‌عنوان مثال، می‌توان گفت "او به خاطر بیماری خیلی pasty به نظر می‌رسد."

      نکات جالب درباره pasty

      الف) تاریخچه:

      پاستی‌ها به قرن‌ها پیش برمی‌گردند و به عنوان یک غذای قابل حمل برای کارگران و معدنچیان در زمان‌های قدیم تهیه می‌شدند. این غذا به دلیل اینکه می‌توانست به راحتی حمل و نقل شود و مدت طولانی‌تری تازه بماند، بسیار محبوب بود.

      ب) انواع مختلف:

      در فرهنگ‌های مختلف، انواع متفاوتی از پاستی وجود دارد. به‌عنوان مثال، پاستی کورنیش (Cornish pasty) یکی از معروف‌ترین نوع‌هاست که به طور خاص به شهرستان کورنوال در بریتانیا تعلق دارد. همچنین، در دیگر کشورها نیز می‌توان انواع دیگری از پاستی‌ها را مشاهده کرد که با مواد محلی تهیه می‌شوند.

      ج) طرز تهیه:

      طرز تهیه پاستی بسیار ساده است و می‌توان با خمیر آماده یا خانگی آن را تهیه کرد. برای تهیه خمیر، معمولاً آرد، کره و آب استفاده می‌شود. سپس مواد داخلی که می‌تواند شامل گوشت، سبزیجات و ادویه‌جات باشد، به خمیر اضافه می‌شود و در نهایت در فر پخته می‌شود.

      د) پاستی در فرهنگ معاصر:

      در دنیای مدرن، پاستی‌ها به عنوان یک غذای محبوب در فست‌فودها و رستوران‌ها شناخته می‌شوند و به اشکال مختلفی مانند پاستی‌های گیاهی، پاستی‌های دریایی و حتی پاستی‌های شیرین تهیه می‌شوند.

      شکل جمع pasty چی میشه؟

      شکل جمع pasty در زبان انگلیسی pasties است.

      صفت تفضیلی pasty چی میشه؟

      صفت تفضیلی pasty در زبان انگلیسی pastier است.

      صفت عالی pasty چی میشه؟

      صفت عالی pasty در زبان انگلیسی pastiest است.

      ارجاع به لغت pasty

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pasty» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pasty

      لغات نزدیک pasty

      • - pasturage
      • - pasture
      • - pasty
      • - pat
      • - pat on the back
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf تحسین‌آمیز مهار کردن شیروخورشید کاستن جلوگیری کردن دیپلمات دیپلماتیک رونق سوسیالیسم سوسیال دموکرات فاشیسم مانده منتفی آفند آفندی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.