آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

      Waxen

      ˈwæksn ˈwæksn

      صفت تفضیلی:

      more waxen

      صفت عالی:

      most waxen

      معنی waxen | جمله با waxen

      adjective C1

      ادبی رنگ‌پریده، بی‌روح (چهره)

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      After a long night with little sleep, her face was quite waxen.

      بعداز یک شب طولانی با خواب کم، صورتش کاملاً رنگ‌پریده بود.

      Despite the advanced medical interventions, the patient's waxen countenance persisted, indicating a deeper underlying systemic issue that required further investigation.

      باوجود مداخلات پزشکی پیشرفته، چهره‌ی رنگ‌پریده بیمار همچنان ادامه داشت که نشان‌دهنده‌ی یک مشکل سیستمی عمیق‌تر بود که نیاز به بررسی بیشتر داشت.

      adjective B2

      مومی، ساخته‌شده از موم، مومی‌شکل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The artist carefully sculpted the intricate details of the waxen figure.

      هنرمند با دقت جزئیات پیچیده‌ی مجسمه‌ی مومی را تراشید.

      The preservation of ancient artifacts often involves the application of waxen coatings to protect against environmental degradation.

      حفاظت از آثار باستانی اغلب شامل اعمال پوشش‌های مومی برای محافظت در برابر تخریب محیطی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Students will analyze the role of waxen seals in historical documents and their significance in authenticating official decrees.

      دانشجویان نقش مهرهای مومی در اسناد تاریخی و اهمیت آن‌ها در تأیید احکام رسمی را تحلیل خواهند کرد.

      waxen tapers

      شمع‌های مومی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد waxen

      1. adjective lacking color
        Synonyms:
        pale white colorless ashy ashen pallid pasty wan sickly bloodless livid cadaverous ghostly unhealthy whitish sallow blanched waxy waxlike wax-covered lurid
        Antonyms:
        healthy ruddy robust

      ارجاع به لغت waxen

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «waxen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/waxen

      لغات نزدیک waxen

      • - waxbill
      • - waxed paper
      • - waxen
      • - waxer
      • - waxiness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hr clanker Gen Z stare overtourism tariff allyship turnip pumpkin squash artichoke okra chard watercress arugula dynamite غفران مصاحبت میدان دید مالش دادن میز تنظیم متر مجسمه‌ساز ماهیچه‌ی گوساله معاون جرم موج‌سواری کردن مدیریت بحران مرگ موش مدرن مرا مرغ سوخاری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.