Pasturage

ˈpæst͡ʃərɪdʒ ˈpɑːst͡ʃərɪdʒ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
( pasture ) چراگاه، مرتع، حق چرا

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد pasturage

  1. noun bulky food like grass or hay for browsing or grazing horses or cattle
    Synonyms:
    grass forage pasture grassland grazing land herbage eatage

ارجاع به لغت pasturage

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «pasturage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pasturage

لغات نزدیک pasturage

پیشنهاد بهبود معانی