آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مهر ۱۴۰۵

      Forage

      ˈfɔːr.ɪdʒ ˈfɒrɪdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      foraged

      شکل سوم:

      foraged

      سوم‌شخص مفرد:

      forages

      وجه وصفی حال:

      foraging

      شکل جمع:

      forages

      معنی forage | جمله با forage

      verb - intransitive B2

      گشتن، جست‌وجو کردن (برای پیدا کردن غذا یا استفاده از چیزی)

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      Squirrels forage for nuts in the autumn.

      سنجاب‌ها در پاییز به‌دنبال آجیل می‌گردند.

      Early humans would forage for edible plants.

      انسان‌های اولیه به‌دنبال گیاهان خوراکی می‌گشتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Bees forage for nectar to make honey.

      زنبورها برای تهیه‌ی عسل به دنبال شهد می‌گردند.

      He went foraging in the basement for old photographs.

      او به زیرزمین رفت و به جست‌وجوی عکس‌های قدیمی پرداخت.

      verb - intransitive

      غارت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      Historical accounts detail how invading armies would often forage conquered territories.

      روایت‌های تاریخی شرح می‌دهند که چگونه ارتش‌های مهاجم اغلب مناطق فتح‌شده را غارت می‌کردند.

      The pirates decided to forage the abandoned ship.

      دزدان دریایی تصمیم گرفتند کشتی متروکه را غارت کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The troops foraged through the villages.

      سربازان از دهات خوراک به غارت بردند.

      The invading army began to forage for food and resources, leaving a trail of destruction.

      ارتش مهاجم شروع به غارت غذا و منابع کرد و ردی از ویرانی به جا گذاشت.

      noun countable uncountable C1

      غذا و آشپزی علوفه، علف (خوراک دام)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      The farmer relies on winter forage to feed his cattle.

      کشاورز برای تغذیه‌ی دام‌های خود به علوفه‌ی زمستانی متکی است.

      Livestock must forage efficiently to maintain optimal health.

      دام‌ها باید برای حفظ سلامت مطلوب به‌طور مؤثر علوفه بخورند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This year's drought has severely reduced the amount of available forage.

      خشک‌سالی امسال مقدار علوفه‌ی موجود را به‌شدت کاهش داده است.

      Clover is a forage crop.

      شبدر خوراک دام است.

      noun countable

      جست‌وجو، گشت

      They came back from their forage empty handed.

      آن‌ها از جست‌وجو برای آذوقه دست خالی برگشتند.

      The primate's extensive diurnal forage is crucial for survival.

      گشت گسترده‌ی روزانه‌ی نخستی‌ها برای بقا حیاتی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The birds' forage in the meadow was successful.

      جست‌وجوی پرندگان در مرغزار موفقیت‌آمیز بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forage

      1. verb collect or look around for (food)
        Synonyms:
        search hunt scrounge rummage scavenge alfalfa barley clover corn fodder grass millet oat plunder provisions raid ravage raven rye scour wheat
      1. verb to make a thorough search of
        Synonyms:
        comb ransack rummage scour shake down
      1. noun bulky food like grass or hay for browsing or grazing horses or cattle
        Synonyms:
        eatage pasture pasturage grass
      1. noun the act of searching for food and provisions
        Synonyms:
        foraging
      1. verb search madly for
        Synonyms:
        search seek explore hunt comb scour rummage beat rake ransack grub cast about fine-tooth-comb raid ravage pilfer plunder scrounge

      سوال‌های رایج forage

      گذشته‌ی ساده forage چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده forage در زبان انگلیسی foraged است.

      شکل سوم forage چی میشه؟

      شکل سوم forage در زبان انگلیسی foraged است.

      شکل جمع forage چی میشه؟

      شکل جمع forage در زبان انگلیسی forages است.

      وجه وصفی حال forage چی میشه؟

      وجه وصفی حال forage در زبان انگلیسی foraging است.

      سوم‌شخص مفرد forage چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد forage در زبان انگلیسی forages است.

      ارجاع به لغت forage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «forage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/forage

      لغات نزدیک forage

      • - for want of (something)
      • - for what it's worth
      • - forage
      • - forage acre
      • - foraker
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.