آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳

    Forage

    ˈfɑː- / / ˈfɔː- ˈfɒrɪdʒ

    گذشته‌ی ساده:

    foraged

    شکل سوم:

    foraged

    سوم‌شخص مفرد:

    forages

    وجه وصفی حال:

    foraging

    شکل جمع:

    forages

    معنی forage | جمله با forage

    verb - intransitive

    گشتن، جست‌وجو کردن (برای پیدا کردن غذا یا استفاده از چیزی)

    He went foraging in the basement for old photographs.

    او به زیرزمین رفت و به جست‌وجوی عکس‌های قدیمی پرداخت.

    Squirrels forage for nuts in the autumn.

    سنجاب‌ها در پاییز به دنبال آجیل می‌گردند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Bees forage for nectar to make honey.

    زنبورها برای تهیه‌ی عسل به دنبال شهد می‌گردند.

    verb - intransitive

    غارت کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    The troops foraged through the villages.

    سربازان از دهات خوراک به غارت بردند.

    The invading army began to forage for food and resources, leaving a trail of destruction.

    ارتش مهاجم شروع به غارت غذا و منابع کرد و ردی از ویرانی به جا گذاشت.

    noun countable uncountable

    علوفه، علف (خوراک دام)

    The farmer relies on winter forage to feed his cattle.

    کشاورز برای تغذیه‌ی دام‌های خود به علوفه‌ی زمستانی متکی است.

    This year's drought has severely reduced the amount of available forage.

    خشک‌سالی امسال مقدار علوفه‌ی موجود را به‌شدت کاهش داده است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Clover is a forage crop.

    شبدر خوراک دام است.

    noun countable

    جست‌وجو، گشتن

    They came back from their forage empty handed.

    آن‌ها از جست‌وجو برای آذوقه دست خالی برگشتند.

    The birds' forage in the meadow was successful.

    جست‌وجوی پرندگان در مرغزار موفقیت‌آمیز بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forage

    1. verb collect or look around for (food)
      Synonyms:
      search hunt scrounge rummage scavenge alfalfa barley clover corn fodder grass millet oat plunder provisions raid ravage raven rye scour wheat
    1. verb to make a thorough search of
      Synonyms:
      comb ransack rummage scour shake down
    1. noun bulky food like grass or hay for browsing or grazing horses or cattle
      Synonyms:
      eatage pasture pasturage grass
    1. noun the act of searching for food and provisions
      Synonyms:
      foraging
    1. verb search madly for
      Synonyms:
      search seek explore hunt comb scour rummage beat rake ransack grub cast about fine-tooth-comb raid ravage pilfer plunder scrounge

    سوال‌های رایج forage

    گذشته‌ی ساده forage چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده forage در زبان انگلیسی foraged است.

    شکل سوم forage چی میشه؟

    شکل سوم forage در زبان انگلیسی foraged است.

    شکل جمع forage چی میشه؟

    شکل جمع forage در زبان انگلیسی forages است.

    وجه وصفی حال forage چی میشه؟

    وجه وصفی حال forage در زبان انگلیسی foraging است.

    سوم‌شخص مفرد forage چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد forage در زبان انگلیسی forages است.

    ارجاع به لغت forage

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «forage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/forage

    لغات نزدیک forage

    • - for want of (something)
    • - for what it's worth
    • - forage
    • - forage acre
    • - foraker
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.