آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ تیر ۱۴۰۵

      Comb

      koʊm kəʊm

      گذشته‌ی ساده:

      combed

      شکل سوم:

      combed

      سوم‌شخص مفرد:

      combs

      وجه وصفی حال:

      combing

      شکل جمع:

      combs

      معنی comb | جمله با comb

      noun countable A2

      آرایش و پیرایش شانه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He keeps a comb in his jacket pocket.

      او یک شانه در جیب ژاکتش نگه می‌دارد.

      Don't forget to pack your comb for the trip.

      فراموش نکن شانه‌ات را برای سفر ببری.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a plastic comb

      شانه‌ی پلاستیکی

      I found a wooden comb in my drawer.

      یک شانه چوبی در کشویم پیدا کردم.

      combed cotton

      پنبه‌ی شانه‌خورده

      noun countable

      آرایش و پیرایش گیره‌ی شانه‌ای

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Please hand me the comb on the table.

      لطفاً گیره‌ی شانه‌ای روی میز را به من بده.

      He kept a small comb in his pocket.

      او گیره‌ی شانه‌ای کوچکی در جیبش نگه داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She found a comb under the sink.

      او یک گیره‌ی شانه‌ای زیر سینک پیدا کرد.

      noun countable

      جانورشناسی کاکل خروس، تاج خروس

      همچنین می‌توان از cockscomb استفاده کرد.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      Rain had flattened the rooster's comb against its head.

      باران کاکل خروس را روی سرش صاف کرده بود.

      The rooster puffed up his comb to intimidate the rival.

      خروس کاکلش را پف داد تا رقیب را بترساند.

      verb - transitive B1

      آرایش و پیرایش شانه کردن، شانه زدن، شانه کشیدن

      She washed and combed her hair.

      موی خود را شست و شانه زد.

      They are combing the doll's hair.

      آن‌ها موهای عروسک را شانه می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I comb my hair every morning.

      من هر صبح موهایم را شانه می‌زنم.

      He combs his daughter's hair gently.

      او موهای دخترش را به‌آرامی شانه می‌زند.

      verb - transitive

      گشتن (برای پیدا کردن وسیله‌ی گم‌شده)

      to comb a house for a missing book

      برای یافتن یک کتاب مفقود خانه را گشتن

      We combed the park until dusk to find their lost dog.

      ما تا غروب پارک را برای پیدا کردن سگ گمشده‌شان گشتیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She combed the house for her lost keys.

      او خانه را برای پیدا کردن کلیدهای گمشده‌اش گشت.

      She combed the crowd hoping to spot her son.

      او جمعیت را بادقت گشت تا شاید پسرش را ببیند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد comb

      1. verb arrange hair
        Synonyms:
        groom dress arrange smooth straighten adjust untangle disentangle sort separate cleanse tease curry lay smooth card scrape rasp hackle hatchel
      1. verb search by ransacking
        Synonyms:
        search examine investigate inspect hunt probe screen scrutinize go through with fine-tooth comb sift scour rummage forage ransack beat sweep beat the bushes look high and low turn upside down turn inside out leave no stone unturned rake grub finecomb search high heaven

      Idioms

      go over with a fine-toothed comb

      با کمال دقت بررسی و امتحان کردن

      سوال‌های رایج comb

      گذشته‌ی ساده comb چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده comb در زبان انگلیسی combed است.

      شکل سوم comb چی میشه؟

      شکل سوم comb در زبان انگلیسی combed است.

      شکل جمع comb چی میشه؟

      شکل جمع comb در زبان انگلیسی combs است.

      وجه وصفی حال comb چی میشه؟

      وجه وصفی حال comb در زبان انگلیسی combing است.

      سوم‌شخص مفرد comb چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد comb در زبان انگلیسی combs است.

      ارجاع به لغت comb

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «comb» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/comb

      لغات نزدیک comb

      • - comatose
      • - comatulid
      • - comb
      • - comb jelly
      • - combat
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت babe و baby چیست؟

      تفاوت babe و baby چیست؟

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      truelove tenacity take a dim (or poor) view of suburban subsequently strait relive sum up sum-up moonlight culinary open fire enterprise anoxia rapporteur قرارداد قصر قطره کالبدشناسی لامسه تیره پلنگ ارض حدس شوق هوس زنده باد رییس زندان روشن روزنامه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.