گذشتهی ساده:
huntedشکل سوم:
huntedسومشخص مفرد:
huntsوجه وصفی حال:
huntingشکل جمع:
huntsشکار کردن، صید کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
We went hunting every day.
هرروز شکار میرفتیم.
Some animals hunt in packs.
برخی جانوران دستهجمعی شکار میکنند.
انگلیسی بریتانیایی شکار کردن (معمولاً روباه با سگهای شکاری)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
New laws were introduced to restrict hunting in rural areas.
قوانین جدیدی برای محدود کردن شکار در مناطق روستایی وضع شد.
The group gathered early in the morning to hunt across the countryside.
گروه از صبح زود جمع شدند تا در حومهی شهر به شکار بروند.
گشتن، جستوجو کردن، بهدنبال چیزی یا کسی بودن
The escaped prisoner is hunted by the police.
پلیس دنبال زندانی فراری است.
He is hunting for a job.
او دارد دنبال کار میگردد.
I hunted everywhere for the book.
دربهدر دنبال کتاب گشتم.
The detective hunted up a lot of valuable new evidence.
کارآگاه مدارک و شواهد پرارزش تازهای را پیدا کرد.
I'll hunt him down even if he hides under a stone!
اگر زیر سنگ هم برود پیدایش خواهم کرد!
Opponents were hunted down and put to death.
مخالفین را تعقیب میکردند و میکشتند.
جستوجو، گشتن
Bad weather forced the police to give up the hunt.
هوای بد پلیس را مجبور کرد که از تعقیب صرفنظر کند.
I'm in the hunt for a new secretary.
دنبال یک منشی جدید میگردم.
شکار
The hunt lasted all day, but the team returned without catching anything.
شکار تمام روز ادامه داشت، اما گروه بدون گرفتن هیچ حیوانی بازگشت.
During the winter hunt, experienced hunters guided the younger members of the group.
در شکار زمستانه، شکارچیان باتجربه اعضای جوانتر گروه را راهنمایی میکردند.
a deer hunt
شکار آهو
گروه شکار (معمولاً روباه، روی اسب با سگهای شکاری)
The new regulations now limit the activities of traditional hunts.
مقررات جدید، فعالیتهای گروههای سنتی شکار را محدود کرده است.
Many aristocrats used to join the hunt as a symbol of social prestige.
در گذشته بسیاری از اشراف برای نشان دادن جایگاه اجتماعی خود به گروه شکار میپیوستند.
گذشتهی ساده hunt در زبان انگلیسی hunted است.
شکل سوم hunt در زبان انگلیسی hunted است.
شکل جمع hunt در زبان انگلیسی hunts است.
وجه وصفی حال hunt در زبان انگلیسی hunting است.
سومشخص مفرد hunt در زبان انگلیسی hunts است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hunt» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hunt