آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Research

      ˈriːsɜrːtʃ ˈriːsɜrːtʃ rɪˈsɜːtʃ / / ˈriːsɜːtʃ

      گذشته‌ی ساده:

      researched

      شکل سوم:

      researched

      سوم‌شخص مفرد:

      researches

      وجه وصفی حال:

      researching

      شکل جمع:

      researches

      معنی research | جمله با research

      noun countable B1

      پژوهش، جست‌وجو، تجسس، تحقیق، کاوش

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Mehri's research into the causes of miscarriage

      پژوهش‌ مهری درباره‌ی علل سقط جنین

      his research in chemistry

      پژوهش او در رشته‌ی شیمی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a research grant

      کمک‌هزینه‌ی پژوهشی

      a research scientist

      دانشمند پژوهشگر

      verb - transitive verb - intransitive

      تحقیق کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      They researched on the effects of cigarette smoking.

      آن‌ها روی اثرات استعمال سیگار تحقیق کردند.

      I am researching into Hammadani words.

      دارم درباره‌ی واژه‌های همدانی پژوهش می‌کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد research

      1. noun examination, study
        Synonyms:
        investigation study inquiry analysis exploration probe probing scrutiny quest experimentation inquisition fact-finding legwork delving groundwork R and D fishing expedition
        Antonyms:
        ignorance
      1. verb examine, study
        Synonyms:
        study investigate explore look into analyze scrutinize probe experiment inquire consult read up on do tests look up play around with
        Antonyms:
        neglect ignore

      لغات هم‌خانواده research

      noun
      research, researcher
      verb - transitive
      research

      سوال‌های رایج research

      گذشته‌ی ساده research چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده research در زبان انگلیسی researched است.

      شکل سوم research چی میشه؟

      شکل سوم research در زبان انگلیسی researched است.

      شکل جمع research چی میشه؟

      شکل جمع research در زبان انگلیسی researches است.

      وجه وصفی حال research چی میشه؟

      وجه وصفی حال research در زبان انگلیسی researching است.

      سوم‌شخص مفرد research چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد research در زبان انگلیسی researches است.

      ارجاع به لغت research

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «research» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/research

      لغات نزدیک research

      • - rescue
      • - rescuer
      • - research
      • - research ethics
      • - research indicates
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.