گذشتهی ساده:
poachedشکل سوم:
poachedسومشخص مفرد:
poachesوجه وصفی حال:
poachingغذا و آشپزی پختن تخممرغ بدون پوست، ماهی یا مواد غذایی در آب یا مایع داغ، آبپز کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی غذا و آشپزی
Poached egg
تخممرغی که بدون پوسته در آب داغ پخته شده است
Could you please show me how to poach the chicken breast without it drying out?
لطفاً به من یاد میدهید که چگونه سینهی مرغ را بدون خشک شدن آبپز کنم؟
In a controlled experiment, researchers opted to poach the vegetables at a consistent temperature to ensure uniform cooking and nutrient retention for their dietary analysis.
در یک آزمایش کنترلشده محققان تصمیم گرفتند سبزیجات را در دمای ثابت آبپز کنند تا پخت یکنواخت و حفظ مواد مغذی برای تجزیهوتحلیل رژیم غذایی خود را تضمین کنند.
poached fish
ماهی آبپزشده
غیرقانونی شکار یا صید کردن، قاچاقی شکار یا صید کردن، دزدکی شکار یا صید کردن، برخلاف مقررات شکار یا صید کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
It's illegal to poach fish from the private lake.
شکار غیرقانونی ماهی از دریاچهی خصوصی غیرقانونی است.
The escalating demand for exotic animal products has led to a significant increase in attempts to poach rare species, posing a severe threat to biodiversity.
افزایش تقاضا برای محصولات حیوانی عجیبوغریب منجر به افزایش قابل توجهی در تلاشها برای شکار غیرقانونی گونههای نادر شده است که تهدیدی جدی برای تنوع زیستی محسوب میشود.
He was imprisoned for poaching.
بهخاطر شکار غیرمجاز زندانی شد.
Poaching in others' property is considered an offense.
شکار در زمین دیگران جرم محسوب میشود.
دزدیدن، ربودن (معمولاً ایده)
The academic community places a strong emphasis on originality, viewing any attempt to poach intellectual property as a serious breach of integrity.
جامعهی دانشگاهی تاکید زیادی بر اصالت دارد و هرگونه تلاش برای دزدیدن مالکیت فکری را نقض جدی صداقت میداند.
The rival company tried to poach our best designs, but we had already secured the patents.
شرکت رقیب تلاش کرد بهترین طرحهای ما را بدزدد، اما ما قبلاً حق ثبت اختراع را گرفته بودیم.
دزدیدن، ربودن (کارمند)
The rival company tried to poach our best software engineer with a lucrative offer.
شرکت رقیب تلاش کرد بهترین مهندس نرمافزار ما را با یک پیشنهاد وسوسهانگیز بدزدد.
The ethical implications of companies attempting to poach skilled workers from competitors warrant significant academic scrutiny.
پیامدهای اخلاقی تلاش شرکتها برای ربودن کارگران ماهر از رقبا، نیازمند بررسی دقیق آکادمیک است.
تجاوز کردن (به حریم کسی یا جایی)
A poet should not poach upon a historian's territory.
شاعر نباید به قلمروی مورخ تجاوز کند.
It's considered rude to poach on someone else's conversation without an invitation.
تجاوز کردن به حریم مکالمهی دیگران بدون دعوت، بیادبی محسوب میشود.
The ethical implications of businesses attempting to poach on the established markets of smaller enterprises warrant careful consideration in contemporary economic discourse.
پیامدهای اخلاقی تلاش کسبوکارها برای تجاوز کردن به حریم بازارهای تثبیتشدهی شرکتهای کوچکتر، مستلزم بررسی دقیق در گفتمان اقتصادی معاصر است.
از بین بردن، به هم زدن، خراب شدن، لگد شدن
Too much traffic has poached the grass.
رفتوآمد زیاد چمن را از بین برده است.
The extensive construction project in the urban core could potentially poach the delicate ecosystem of the nearby wildlife sanctuary, disrupting natural habitats.
پروژهی ساختوساز گسترده در مرکز شهری میتواند بهطور بالقوه اکوسیستم ظریف پناهگاه حیاتوحش نزدیک را خراب کند و زیستگاههای طبیعی را مختل سازد.
Ground that is inclined to poach in the winter.
زمینی که در زمستان گلآلود میشود.
گذشتهی ساده poach در زبان انگلیسی poached است.
شکل سوم poach در زبان انگلیسی poached است.
وجه وصفی حال poach در زبان انگلیسی poaching است.
سومشخص مفرد poach در زبان انگلیسی poaches است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «poach» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/poach