آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مهر ۱۴۰۵

      Poach

      poʊtʃ pəʊtʃ

      گذشته‌ی ساده:

      poached

      شکل سوم:

      poached

      سوم‌شخص مفرد:

      poaches

      وجه وصفی حال:

      poaching

      معنی poach | جمله با poach

      verb - transitive B1

      غذا و آشپزی پختن تخم‌مرغ بدون پوست، ماهی یا مواد غذایی در آب یا مایع داغ، آب‌پز کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      Poached egg

      تخم‌مرغی که بدون پوسته در آب داغ پخته شده است

      Could you please show me how to poach the chicken breast without it drying out?

      لطفاً به من یاد می‌دهید که چگونه سینه‌ی مرغ را بدون خشک شدن آب‌پز کنم؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In a controlled experiment, researchers opted to poach the vegetables at a consistent temperature to ensure uniform cooking and nutrient retention for their dietary analysis.

      در یک آزمایش کنترل‌شده محققان تصمیم گرفتند سبزی‌جات را در دمای ثابت آب‌پز کنند تا پخت یکنواخت و حفظ مواد مغذی برای تجزیه‌وتحلیل رژیم غذایی خود را تضمین کنند.

      poached fish

      ماهی آب‌پز‌شده

      verb - intransitive verb - transitive B2

      غیرقانونی شکار یا صید کردن، قاچاقی شکار یا صید کردن، دزدکی شکار یا صید کردن، برخلاف مقررات شکار یا صید کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      It's illegal to poach fish from the private lake.

      شکار غیرقانونی ماهی از دریاچه‌ی خصوصی غیرقانونی است.

      The escalating demand for exotic animal products has led to a significant increase in attempts to poach rare species, posing a severe threat to biodiversity.

      افزایش تقاضا برای محصولات حیوانی عجیب‌وغریب منجر به افزایش قابل توجهی در تلاش‌ها برای شکار غیرقانونی گونه‌های نادر شده است که تهدیدی جدی برای تنوع زیستی محسوب می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was imprisoned for poaching.

      به‌خاطر شکار غیرمجاز زندانی شد.

      Poaching in others' property is considered an offense.

      شکار در زمین دیگران جرم محسوب می‌شود.

      verb - intransitive C1

      دزدیدن، ربودن (معمولاً ایده)

      The academic community places a strong emphasis on originality, viewing any attempt to poach intellectual property as a serious breach of integrity.

      جامعه‌ی دانشگاهی تاکید زیادی بر اصالت دارد و هرگونه تلاش برای دزدیدن مالکیت فکری را نقض جدی صداقت می‌داند.

      The rival company tried to poach our best designs, but we had already secured the patents.

      شرکت رقیب تلاش کرد بهترین طرح‌های ما را بدزدد، اما ما قبلاً حق ثبت اختراع را گرفته بودیم.

      verb - transitive C1

      دزدیدن، ربودن (کارمند)

      The rival company tried to poach our best software engineer with a lucrative offer.

      شرکت رقیب تلاش کرد بهترین مهندس نرم‌افزار ما را با یک پیشنهاد وسوسه‌انگیز بدزدد.

      The ethical implications of companies attempting to poach skilled workers from competitors warrant significant academic scrutiny.

      پیامدهای اخلاقی تلاش شرکت‌ها برای ربودن کارگران ماهر از رقبا، نیازمند بررسی دقیق آکادمیک است.

      verb - intransitive verb - transitive

      ‫تجاوز کردن‬ (‫به حریم‬ کسی یا جایی)

      A poet should not poach upon a historian's territory.

      شاعر نباید به قلمروی مورخ تجاوز کند.

      It's considered rude to poach on someone else's conversation without an invitation.

      تجاوز کردن به حریم مکالمه‌ی دیگران بدون دعوت، بی‌ادبی محسوب می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The ethical implications of businesses attempting to poach on the established markets of smaller enterprises warrant careful consideration in contemporary economic discourse.

      پیامدهای اخلاقی تلاش کسب‌وکارها برای تجاوز کردن به حریم بازارهای تثبیت‌شده‌ی شرکت‌های کوچک‌تر، مستلزم بررسی دقیق در گفتمان اقتصادی معاصر است.

      verb - transitive

      از بین بردن، به‌ هم زدن، خراب شدن، لگد شدن

      Too much traffic has poached the grass.

      رفت‌وآمد زیاد چمن را از بین برده است.

      The extensive construction project in the urban core could potentially poach the delicate ecosystem of the nearby wildlife sanctuary, disrupting natural habitats.

      پروژه‌ی ساخت‌وساز گسترده در مرکز شهری می‌تواند به‌طور بالقوه اکوسیستم ظریف پناهگاه حیات‌وحش نزدیک را خراب کند و زیستگاه‌های طبیعی را مختل سازد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Ground that is inclined to poach in the winter.

      زمینی که در زمستان گل‌آلود می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد poach

      1. verb infringe upon; trespass
        Synonyms:
        steal rob pilfer appropriate encroach intrude plunder filch smuggle trespass hunt illegally fish illegally
        Antonyms:
        keep off

      سوال‌های رایج poach

      گذشته‌ی ساده poach چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده poach در زبان انگلیسی poached است.

      شکل سوم poach چی میشه؟

      شکل سوم poach در زبان انگلیسی poached است.

      وجه وصفی حال poach چی میشه؟

      وجه وصفی حال poach در زبان انگلیسی poaching است.

      سوم‌شخص مفرد poach چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد poach در زبان انگلیسی poaches است.

      ارجاع به لغت poach

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «poach» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/poach

      لغات نزدیک poach

      • - po-faced
      • - poaceous
      • - poach
      • - poacher
      • - poachy
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      shootaround droop shooting guard salmonella power forward set shot quintet ferment goaltending insular swish sixth man mango stride stop tip off بازخواست کاغذپاره گزیدن اغماض گسیل جوینده حرفه خاندان خصمانه درشت دودمان دیده فراخوان روشنی رغم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.