دزدیدن، سرقت کردن، به سرقت بردن، ربودن، دستبرد زدن، کش رفتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Somebody stole Ahmad's bicycle.
یک نفر دوچرخهی احمد را دزدید.
My pen was stolen.
قلم مرا دزدیدند.
Unauthorized copying of audio tapes is a form of stealing.
کپیکردن غیرمجاز نوار صوتی نوعی دزدی است.
کاری را انجام دادن (با سرعت و بدون جلبتوجه)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
When the child fell asleep, I stole out of the room.
وقتی که بچه به خواب رفت، آهسته از اتاق بیرون رفتم.
He stole a glance at the pretty girls.
یواشکی به دخترهای خوشگل نظر انداخت.
ورزش (بیسبال) بیس دزدی کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
The defender jumped in and stole the ball.
مدافع پرید و بیس دزدی کرد.
He tried to steal but was called for a foul.
او تلاش کرد بیس دزدی کند اما خطا گرفته شد.
بسکتبال فوتبال فوتسال ورزش گرفتن توپ از حریف
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی بسکتبال
He stole the ball and scored.
او توپ را از حریف گرفت و گل زد.
The defender stole the ball and passed to the striker.
مدافع توپ را از حریف گرفت و به مهاجم پاس داد.
He tried to steal the ball but missed.
او تلاش کرد توپ را از حریف بگیرد اما موفق نشد.
انگلیسی آمریکایی مفت، ارزان
at $ 5 this shirt was a steal!
این پیراهن به قیمت ۵ دلار مفت بود!
The tickets were a steal compared to last year.
قیمت بلیتها نسبت به سال گذشته خیلی ارزانتر بود.
The vintage watch was a steal for the money.
آن ساعت قدیمی با آن مبلغ یک معاملهی مفت بود.
ورزش (بیسبال) بیس دزدی
همچنین میتوان از stolen base استفاده کرد.
He made a great steal and scored on the fast break.
او بیس دزدی عالیای انجام داد و در ضدحمله گل زد.
He has recorded five steals this season.
او این فصل پنج بار بیس دزدی انجام داده است.
دزدی، سرقت
The museum reported a steal of several ancient coins last night.
موزه گزارش یک سرقت چند سکهی قدیمی را دیشب داد.
The police investigated the steal from the art gallery.
پلیس دزدی از گالری هنری را بررسی کرد.
The company tightened security after the steal last month.
شرکت پساز سرقت ماه گذشته امنیت را تقویت کرد.
(بدون جلب توجه) پیشروی کردن
با سرعتعمل ابتکار عملیات را به دست گرفتن یا موقعیت خود را بهتر کردن
ربودن منافع دیگران، بخشی از اثر یا شهرت کار دیگران را نصیب خود کردن، استفاده از منفعت دیگران برای خود
(در نمایش و غیره - سایر بازیگران را) تحتالشعاع قرار دادن
(بهویژه در تئاتر) خود را مرکز توجه تماشاچیان کردن، دیگر بازیگران را تحتالشعاع قرار دادن
عشق کسی را جلب کردن، (کسی را) عاشق خود کردن، دلباخته کردن
گذشتهی ساده steal در زبان انگلیسی stole است.
شکل سوم steal در زبان انگلیسی stolen است.
شکل جمع steal در زبان انگلیسی steals است.
وجه وصفی حال steal در زبان انگلیسی stealing است.
سومشخص مفرد steal در زبان انگلیسی steals است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «steal» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/steal