آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مهر ۱۴۰۴

      Chase

      tʃeɪs tʃeɪs

      گذشته‌ی ساده:

      chased

      شکل سوم:

      chased

      سوم‌شخص مفرد:

      chases

      وجه وصفی حال:

      chasing

      شکل جمع:

      chases

      معنی chase | جمله با chase

      verb - intransitive verb - transitive B2

      دنبال کردن، تعقیب کردن

      The dog was chasing a kitten.

      سگ در تعقیب بچه‌گربه‌ای بود.

      The police chased the thief all the way to Qom.

      مأموران پلیس دزد را تا قم دنبال کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to chase around town

      در شهر سگ دو زدن

      verb - intransitive

      دویدن (به این‌طرف و آن‌طرف)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      I heard the children laughing and chasing around the garden.

      صدای خنده‌ی بچه‌ها را شنیدم که در باغ این‌طرف و آن‌طرف می‌دویدند.

      The students were chasing up and down the hallways before class.

      دانش‌آموزان قبل‌از کلاس در راهروها بالا و پایین می‌دویدند.

      verb - transitive C2

      دنبال کردن، پیگیری کردن، در جست‌وجوی چیزی بودن، تلاش کردن برای به‌ دست آوردن، تعقیب کردن (به‌صورت استعاری)

      He spent years chasing success in the music industry.

      او سال‌ها در پی موفقیت در صنعت موسیقی بود.

      She never stopped chasing her dream of becoming a doctor.

      او هیچ‌وقت دست از دنبال کردن رؤیای پزشک شدن برنداشت.

      verb - intransitive verb - transitive

      دنبال کسی رفتن، تلاش کردن برای به دست آوردن دل کسی، پیله کردن (برای رابطه)

      The movie shows a young man chasing a girl who doesn’t notice him.

      فیلم، جوانی را نشان می‌دهد که دنبال دختری می‌رود که اصلاً متوجه او نمی‌شود.

      Peyman kept chasing her with flowers and gifts.

      پیمان مدام با گل‌ها و هدیه‌ها در تلاش برای به دست آوردن دل او بود.

      verb - transitive B2

      فراری دادن، دنبال کردن (برای راندن)

      The dog chased away the birds.

      سگ، پرنده‌ها را فراری داد.

      The guard chased the intruders from the building.

      نگهبان، مزاحمان را از ساختمان بیرون راند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I chased off the dog.

      من سگ را چخ کردم.

      noun countable

      تعقیب، شکار، دنبال کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      The thief escaped after a dramatic chase across the rooftops.

      دزد، پس‌از تعقیبی تماشایی بر روی پشت‌بام‌ها فرار کرد.

      The chase lasted two hours.

      تعقیب دوساعت طول کشید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was fond of music and the chase.

      او به موسیقی و شکار علاقه داشت.

      noun countable

      شیار، کانال، مجرا، شکاف

      The old house had several chases for ventilation ducts.

      خانه‌ی قدیمی چندین مجرا برای کانال‌های تهویه داشت.

      Workers created a chase along the floor to hide the wiring.

      کارگران، شیاری در طول کف ایجاد کردند تا سیم‌کشی را پنهان کنند.

      noun countable

      لوله‌ی توپ، خان توپ، دهانه‌ی توپ

      Rust had damaged the inner part of the chase.

      زنگ‌زدگی بخش داخلی لوله‌ی توپ را خراب کرده بود.

      The cannon’s chase was carefully cleaned before firing.

      لوله‌ی توپ با دقت قبل‌از شلیک تمیز شد.

      noun countable

      مسابقه‌ی اسب‌دوانی (در دشت یا صحرا)

      He won the chase despite the muddy and difficult conditions.

      او باوجود شرایط گل‌آلود و سخت، در مسابقه‌ی اسب‌دوانی پیروز شد.

      Riders from all over the country joined the traditional chase.

      سوارکارانی از سراسر کشور در مسابقه‌ی سنتی شرکت کردند.

      noun countable

      شکارگاه، زمین شکار، مرتع شکار

      The ancient chase has now become a national park.

      شکارگاه باستانی اکنون به پارک ملی تبدیل شده است.

      The chase was protected by guards to prevent poaching.

      شکارگاه توسط نگهبانان محافظت می‌شد تا از شکار غیرقانونی جلوگیری شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chase

      1. noun pursuit
        Synonyms:
        hunt race quest hunting venery
        Antonyms:
        retreat escape
      1. verb run after, pursue
        Synonyms:
        follow hunt track pursue go after run after seek trail hound drive expel drive away rush tear speed run down charge shag take off after course track down bird-dog chivy
        Antonyms:
        retreat run away escape

      Phrasal verbs

      chase up

      (انگلیس) 1- مرتب یادآوری کردن، پاپی شدن 2- کاوش کردن

      Collocations

      chase fame and fortune

      دنبال شهرت و ثروت رفتن

      Idioms

      give chase

      تعقیب کردن، دنبال رفتن

      wild-goose chase

      جست‌وجوی بی‌سرانجام، جست‌وجوی بیهوده، به دنبال نخود سیاه بودن، تعاقب عبث

      lead (someone) a merry chase

      (کسی) را دنبال نخود سیاه فرستادن

      a wild goose chase

      آب در هاون کوبیدن، کار بی‌فایده، کار عبث و بیهوده، دنبال نخودسیاه بودن

      lead someone a merry chase (or dance)

      با فریب کسی را به کار بیهوده‌ای گماردن، دنبال نخود سیاه فرستادن

      سوال‌های رایج chase

      گذشته‌ی ساده chase چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده chase در زبان انگلیسی chased است.

      شکل سوم chase چی میشه؟

      شکل سوم chase در زبان انگلیسی chased است.

      شکل جمع chase چی میشه؟

      شکل جمع chase در زبان انگلیسی chases است.

      وجه وصفی حال chase چی میشه؟

      وجه وصفی حال chase در زبان انگلیسی chasing است.

      سوم‌شخص مفرد chase چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد chase در زبان انگلیسی chases است.

      ارجاع به لغت chase

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chase» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/chase

      لغات نزدیک chase

      • - chary
      • - charybdis
      • - chase
      • - chase fame and fortune
      • - chase up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.