آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ شهریور ۱۴۰۳

      Shag

      ʃæɡ ʃæɡ

      گذشته‌ی ساده:

      shagged

      شکل سوم:

      shagged

      سوم‌شخص مفرد:

      shags

      وجه وصفی حال:

      shagging

      شکل جمع:

      shags

      معنی shag | جمله با shag

      verb - intransitive verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی ناپسند گاییدن، ترتیب کسی را دادن، سکس داشتن

      They left the bar together, eager to shag in the hidden alley.

      با هم بار را ترک کردند و مشتاق بودند که در کوچه‌ی مخفی سکس کنند.

      They snuck off to shag in the garden.

      آن‌ها یواشکی رفتند تا در باغ سکس کنند.

      verb - intransitive verb - transitive

      انگلیسی آمریکایی ورزش (در بیسبال) دنبال گوی پرتاب‌شده رفتن و آن را گرفتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      During practice, they took turns shagging balls near the fence.

      در طول تمرین، آن‌ها به‌نوبت دنبال توپ‌های نزدیک به حصار می‌رفتند.

      The coach asked the players to shag the balls after batting practice.

      مربی از بازیکنان خواست که پس‌از تمرین ضربه زدن، توپ‌ها را بگیرند.

      adjective

      پشمالو، با پشم بلند

      The shag carpet felt soft and luxurious under my feet.

      فرش پشم بلند زیر پایم نرم و اعیانی بود.

      I love the cozy vibe of the shag rug in the living room.

      من عاشق حس دنج قالیچه‌ی پشمالو در اتاق نشیمن هستم.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی ناپسند گایش، سکس

      He boasted about his latest shag at the pub last night.

      او دیشب در میخانه به آخرین گایش خود افتخار کرد.

      After party, they stumbled home together for a quick shag.

      بعداز مهمانی، آن‌ها با هم به خانه رفتند تا سریعاً سکس کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shag

      1. noun slang for sexual intercourse
        Synonyms:
        screw ass screwing nooky nookie shtup roll in the hay piece-of-ass piece-of-tail

      سوال‌های رایج shag

      گذشته‌ی ساده shag چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده shag در زبان انگلیسی shagged است.

      شکل سوم shag چی میشه؟

      شکل سوم shag در زبان انگلیسی shagged است.

      شکل جمع shag چی میشه؟

      شکل جمع shag در زبان انگلیسی shags است.

      وجه وصفی حال shag چی میشه؟

      وجه وصفی حال shag در زبان انگلیسی shagging است.

      سوم‌شخص مفرد shag چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shag در زبان انگلیسی shags است.

      ارجاع به لغت shag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shag

      لغات نزدیک shag

      • - shaft
      • - shafting
      • - shag
      • - shaganappi
      • - shagbark
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.