آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Following

      ˈfɑːloʊɪŋ ˈfɒləʊɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      followed

      شکل سوم:

      followed

      سوم‌شخص مفرد:

      follows

      شکل جمع:

      followings

      معنی following | جمله با following

      adjective B2

      تعقیب، پیروی، زیرین

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      the following year

      سال بعد (از آن)

      the following people were present at the meeting....

      اشخاص زیر در جلسه حاضر بودند.....

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a following tide

      جریان دریایی هم‌سو

      a following wind

      باد مساعد

      This television show has a large following.

      این نمایش تلویزیونی بسیار خواهان دارد.

      Following dinner we went home.

      پس از شام به منزل رفتیم.

      adjective

      ذیل، شرح ذیل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      noun

      هواداران، هواخواهان، پیروان، طرفداران، مریدان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد following

      1. adjective happening, being next or after
        Synonyms:
        next succeeding subsequent ensuing later consecutive sequential successive resulting coming next coming after afterward posterior proximate consequent latter then presently a while later directly after by and by after a while back specified when seriate serial attendant trailing pursuing in pursuit in search of on the scent hinder rear coming being next consequential supervenient next off henceforth in the wake of
        Antonyms:
        preceding leading first
      1. noun persons of an interest or belief
        Synonyms:
        supporters fans group public adherents patrons audience support entourage followers circle clientele coterie retinue dependents clientage suite train rout patronage hangers-on groupies cortege
        Antonyms:
        disbelievers

      لغات هم‌خانواده following

      noun
      follower, following
      adjective
      following
      verb - transitive
      follow

      سوال‌های رایج following

      گذشته‌ی ساده following چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده following در زبان انگلیسی followed است.

      شکل سوم following چی میشه؟

      شکل سوم following در زبان انگلیسی followed است.

      شکل جمع following چی میشه؟

      شکل جمع following در زبان انگلیسی followings است.

      سوم‌شخص مفرد following چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد following در زبان انگلیسی follows است.

      ارجاع به لغت following

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «following» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/following

      لغات نزدیک following

      • - follower
      • - followership
      • - following
      • - follwer
      • - folly
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.