آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ تیر ۱۴۰۵

      Curry

      ˈkɜːri ˈkʌri

      گذشته‌ی ساده:

      curried

      شکل سوم:

      curried

      سوم‌شخص مفرد:

      curries

      وجه وصفی حال:

      currying

      شکل جمع:

      curries

      معنی curry | جمله با curry

      noun countable uncountable A2

      غذا و آشپزی خورش کاری

      همچنین می‌توان از currie استفاده کرد.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      For dinner, we had curry and rice.

      شام برنج و خورش کاری داشتیم.

      The curry needed more salt and spices.

      خورش کاری به نمک و ادویه‌ی بیشتری نیاز داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She ordered a vegetable curry with rice.

      او یک خورش کاری سبزیجات با برنج سفارش داد.

      verb - transitive

      غذا و آشپزی خورش کاری درست کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      I will curry the chicken tonight.

      من امشب خورش کاری مرغ درست می‌کنم.

      She curries vegetables for dinner every Sunday.

      او هر یک‌شنبه برای شام خورش کاری سبزی‌جات درست می‌کند.

      verb - transitive A2

      جانورشناسی قشو کردن (اسب)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      I curry the horse every morning before the ride.

      من هر صبح قبل‌از سوارکاری اسب را قشو می‌کنم.

      Could you curry the bay gelding this afternoon?

      می‌توانی امروز بعدازظهر آن اسب قهوه‌ای را قشو کنی؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't forget to curry the horses after exercise.

      فراموش نکن بعداز تمرین اسب‌ها را قشو کنی.

      He tried to curry favor with his boss.

      او کوشید با خوش‌خدمتی خود را پیش رئیسش عزیز کند.

      verb - transitive

      دباغی کردن

      The farmer taught us how to curry hides using natural fats.

      کشاورز به ما آموخت چگونه با استفاده از چربی‌های طبیعی پوست‌ها را دباغی کنیم.

      They curry the sheepskins before stitching them into bags.

      آن‌ها پوست‌های گوسفند را قبل‌از دوختن به شکل کیف دباغی می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In the workshop, she curries leather by rubbing it with a special compound.

      در کارگاه، او پوست را با مالیدن ترکیب ویژه‌ای دباغی می‌کند.

      noun countable uncountable

      غذا و آشپزی ادویه‌ی کاری، زردچوبه‌ی هندی

      همچنین می‌توان از curry powder استفاده کرد.

      She sprinkled curry powder on the vegetables.

      او ادویه‌ی کاری را روی سبزی‌جات پاشید.

      Add a teaspoon of curry powder to the sauce.

      یک قاشق چای‌خوری زردچوبه‌ی هندی به سس اضافه کن.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد curry

      1. verb give a neat appearance to
        Synonyms:
        clean groom dress prepare brush smooth comb powder
      1. noun
        Synonyms:
        seasoning sauce relish condiment

      Idioms

      curry favor (with somebody)

      (با رفتار وقیحانه) تلاش برای خشنود کردن کسی، سر کسی شیره مالیدن، (به‌طور الکی) از کسی تعریف و تمجید کردن

      سوال‌های رایج curry

      گذشته‌ی ساده curry چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده curry در زبان انگلیسی curried است.

      شکل سوم curry چی میشه؟

      شکل سوم curry در زبان انگلیسی curried است.

      شکل جمع curry چی میشه؟

      شکل جمع curry در زبان انگلیسی curries است.

      وجه وصفی حال curry چی میشه؟

      وجه وصفی حال curry در زبان انگلیسی currying است.

      سوم‌شخص مفرد curry چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد curry در زبان انگلیسی curries است.

      ارجاع به لغت curry

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «curry» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/curry

      لغات نزدیک curry

      • - currier
      • - currish
      • - curry
      • - curry favor (with somebody)
      • - curry powder
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.