با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Lackluster

American: ˈlæˌkləstər British: ˈlæˌkləstə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more lackluster
  • صفت عالی:

    most lackluster
  • noun adjective
    بی‌نور، تاریک، بدون زرق‌وبرق، تار و بی‌برق
    • - lackluster eyes
    • - چشمان بی‌فروغ
    • - lackluster reaction
    • - واکنش عاری از اشتیاق
    • - Her performance was lackluster.
    • - بازیگری او چنگی به دل نمی‌زد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد lackluster

  1. adjective dull, lifeless
    Synonyms: blah, blind, boring, colorless, dark, dead, dim, drab, draggy, dry, flat, ho-hum, laid-back,leaden, lusterless, matte, muted, nothing, obscure, pabulum, prosaic, sombre, unimaginative, uninspired, vanilla, vapid, zero
    Antonyms: bright, enthusiastic, lively, shining, shiny, spirited

ارجاع به لغت lackluster

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lackluster» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/lackluster

لغات نزدیک lackluster

پیشنهاد بهبود معانی