فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

On Ice

ɑn aɪs ɒn aɪs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • idiom phrase
    در یخ (غذا و نوشیدنی)
    • - I always keep a pitcher of lemonade on ice.
    • - همیشه یک پارچ لیموناد در یخ می‌گذارم.
    • - Please put the champagne on ice.
    • - لطفاً شامپاین را در یخ بگذارید.
  • idiom phrase
    معلق (طرح و برنامه و غیره)
    • - The new project is on ice until further notice.
    • - پروژه‌ی جدید تا اطلاع ثانوی معلق است.
    • - The construction of the building is on ice until the weather improves.
    • - تا زمانی که هوا بهبود یابد، ساخت‌وساز ساختمان معلق است.
  • phrase
    قطعی (پیروزی و غیره)
    • - Our victory was on ice.
    • - پیروزی ما قطعی بود.
    • - His success is on ice.
    • - موفقیتش قطعی است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت on ice

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «on ice» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/on-ice

لغات نزدیک on ice

پیشنهاد بهبود معانی