آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

      Many

      ˈmeni ˈmeni

      صفت تفضیلی:

      more

      صفت عالی:

      most

      معنی many | جمله با many

      adjective determiner pronoun A1

      بسیار، زیاد، خیلی، بسا

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      the many advantages of education

      فواید بسیار آموزش‌وپرورش

      There were too many people in that room.

      در آن اتاق کوچک خیلی آدم بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Many developing countries face significant challenges in providing equitable access to education for all their citizens.

      بسیاری از کشورهای درحال توسعه در فراهم کردن دسترسی عادلانه به آموزش برای تمامی شهروندان خود با چالش‌های مهمی روبه‌رو هستند.

      there's many a human-faced devil ...

      ای بسا ابلیس آدم‌رو که هست ...

      a country with many natural resources

      کشوری با منابع طبیعی بسیار

      They were acting like so many children.

      رفتار آن‌ها بسیار شبیه بچه‌ها بود.

      many students

      تعداد زیادی دانشجو

      adjective

      متعدد، چندین، فراوان، کثیر، چند، آن‌قدر، هرقدر، بیش از حد، -ها

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Many are those who sell their souls for money.

      آنان که روح و وجدان خود را به‌دلیل پول می‌فروشند، فراوانند.

      While technological advancements offer many benefits, they also present new ethical dilemmas that require careful consideration.

      درحالی‌که پیشرفت‌های تکنولوژیکی مزایای فراوانی را ارائه می‌دهند، اما معضلات اخلاقی جدیدی را نیز مطرح می‌کنند که نیازمند بررسی دقیق هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I remember meeting him a good many years ago.

      به‌ یاد دارم که چندین سال پیش او را ملاقات کردم.

      He bought so many books that he couldn't carry them.

      او آن‌قدر کتاب خرید که نمی‌توانست آن‌ها را حمل کند.

      It remained a mystery for many a year.

      سال‌ها به‌صورت یک معما باقی ماند.

      Take as many as you want.

      هر چندتا که دلت می‌خواهد بردار.

      The information has been helpful to a great many people.

      این اطلاعات برای تعداد کثیری از مردم مفید بوده است.

      He works so many hours a week.

      او هر هفته چند ساعتی کار می‌کند.

      Take as many apples as you can eat.

      هرقدر سیب که می‌توانی بخوری، بردار.

      He owns many houses.

      او چندین خانه دارد.

      to read ten books in as many days

      در طول ده روز ده کتاب خواندن

      noun plural pronoun A1

      ‫تعداد زیاد‬، بسیاری، شمار نسبتاً زیاد، خیلی‌ها

      Many soldiers were killed.

      شمار زیادی سرباز کشته شد.

      Many have argued that renewable energy sources are crucial for mitigating the effects of climate change.

      بسیاری استدلال کرده‌اند که منابع انرژی تجدیدپذیر برای کاهش اثرات تغییرات آب‌وهوایی حیاتی هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Many believe that a healthy diet and regular exercise are key to a long life.

      خیلی‌ها بر این باورند که رژیم غذایی سالم و ورزش منظم کلید عمر طولانی است.

      Many a man knows this (= many men know this).

      خیلی‌ها این را می‌دانند.

      noun plural

      جمعیت، همگان، عموم مردم، جمعی از مردم، انبوه مردم، عامه، عوام‌الناس

      To him, the opinions of the learned few were more important than those of the many.

      در نظر او عقاید معدودی دانشمند از عقاید همگان مهمتر بود.

      He didn't feel anything but contempt for the many.

      او چیزی جز تحقیر نسبت به انبوه مردم احساس نمی‌کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Many believe that hard work is the key to success.

      عموم مردم بر این باورند که سخت‌کوشی کلید موفقیت است.

      Many of researchers argue that climate change necessitates immediate global action to mitigate its long-term effects.

      عامه‌ی محققان استدلال می‌کنند که تغییرات اقلیمی نیازمند اقدامات فوری جهانی برای کاهش اثرات بلندمدت آن است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد many

      1. adjective profuse, abundant
        Synonyms:
        abundant numerous plentiful copious various manifold frequent teeming rife alive with crowded populous legion umpteen myriad innumerable multitudinous numberless divers sundry several multiplied uncounted countless lousy with no end of bountiful bounteous prevalent multifarious abounding
        Antonyms:
        scarce few
      1. noun abundance; a lot
        Synonyms:
        plenty oodles loads piles tons heaps mass multitude throng large numbers thousands scores gobs scads horde whole slew umpteen jillion
        Antonyms:
        few

      Collocations

      a good many (or a great many)

      بسیار، چندین

      as many

      به همان شمار

      as many as

      هر چند تا که، هر تعداد که

      how many?

      چند تا؟

      many a (or an or another)

      (پیش از اسم مفرد می‌آید و برابر است با: many) بسیاری، چه‌بسا، چندین

      Collocations بیشتر

      so many

      بسیار، این‌ همه

      a good (or great) many

      بسیار، خیلی، زیاد

      Idioms

      be one too many for

      زیادی بودن، فزون از اندازه بودن، مقهور کردن

      many are called, but few are chosen

      افراد زیادی فراخوانده می‌شوند، ولی معدودی از آن‌ها برگزیده می‌شوند.

      too many chiefs and not enough indians (or all chiefs and no indians)

      (عامیانه) وضعی که طی آن همه می‌خواهند دستور بدهند و ریاست کنند و کسی نیست که کارها را انجام دهد

      too many cooks spoil the broth

      ماما که دو تا شد سر بچه کج درمی‌آید، آشپز که دو تا شد آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک

      آشپز که دو تا شد آش شور می‌شود

      have many (or several) irons in the fire

      در چند فعالیت یا سودای مختلف دست داشتن

      Idioms بیشتر

      many a time

      اغلب، بسیاری از اوقات، بسا

      in so many words

      به‌طور دقیق و روشن، رک و راست، بی‌رودربایستی

      of many (or few) words

      پرحرف (یا کم‌حرف)

      (many) happy returns

      صد سال به این سال‌ها، ان‌شاء‌الله صد سال زنده باشی، برایت عمر طولانی آرزو می‌کنم (در کارت‌ تبریک سالگرد تولد و غیره)

      سوال‌های رایج many

      صفت تفضیلی many چی میشه؟

      صفت تفضیلی many در زبان انگلیسی more است.

      صفت عالی many چی میشه؟

      صفت عالی many در زبان انگلیسی most است.

      ارجاع به لغت many

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «many» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/many

      لغات نزدیک many

      • - manx cat
      • - manxman
      • - many
      • - many a (or an or another)
      • - many a time
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.