بیشمار، بینهایت، بارها، هزار بار، صدها بار
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He asked the same question umpteen times.
او، همان سؤال را صد بار پرسید.
We’ve been there umpteen times, and she still can’t remember the way.
ما بارها آنجا رفتهایم، و او هنوز هم مسیر را به خاطر نمیآورد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «umpteen» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/umpteen