گذشتهی ساده:
manifoldedشکل سوم:
manifoldedسومشخص مفرد:
manifoldsوجه وصفی حال:
manifoldingمتعدد، گوناگون، مختلف، متفاوت
manifold duties
وظایف متعدد
manifold industries
صنایع گوناگون
The museum displays manifold artifacts from different eras.
موزه اشیاء گوناگونی از اعصار مختلف را به نمایش میگذارد.
The benefits of recycling are manifold.
فواید بازیافت متعددند.
منیفولد، چندراهه (در خودرو)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A leaking intake manifold can cause poor engine performance.
نشت منیفولد ورودی میتواند باعث عملکرد ضعیف موتور شود.
The turbocharger is connected to the exhaust manifold.
توربوشارژر به منیفولد اگزوز متصل است.
A cracked manifold can trigger the check engine light.
ترکخوردگی منیفولد میتواند چراغ چک موتور را فعال کند.
به مقدار زیاد، بسیار
The benefits of exercise are manifold.
فواید ورزش بسیار است.
He faced manifold challenges during his career.
او در طول دوران کاریاش با چالشهای زیادی روبهرو شد.
تمامعیار، بهتماممعنی، تماموکمال، همهجانبه
a manifold liar
دروغگوی بهتماممعنی
his manifold wisdom
خردمندی همهجانبهی او
A manifold villain.
آدمی که از چندین نظر رذل است (رذل تماموکمال).
تکثیر کردن، متنوع کردن یا بودن، چندبرابر کردن، متعدد کردن یا بودن، کپی کردن
The consequences of this event were manifold.
پیامدهای این رویداد متعدد بود.
The printer manifolded the reports into hundreds of copies.
چاپگر گزارشها را به صدها نسخه تکثیر کرد.
The company manifolded its revenue streams through strategic partnerships.
شرکت جریانهای درآمدی خود را ازطریق شراکتهای استراتژیک متعدد کرد.
Engineers manifolded the copies of the blueprint for every contractor.
مهندسان نقشه را برای هر پیمانکار چندینبار کپی کردند.
to manifold a letter with carbon paper
نامهای را با کاغذ کاربن کپی کردن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «manifold» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/manifold