آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ تیر ۱۴۰۵

      Manifold

      ˈmænəfoʊld ˈmænəfəʊld

      گذشته‌ی ساده:

      manifolded

      شکل سوم:

      manifolded

      سوم‌شخص مفرد:

      manifolds

      وجه وصفی حال:

      manifolding

      معنی manifold | جمله با manifold

      adjective formal

      متعدد، گوناگون، مختلف، متفاوت

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      manifold duties

      وظایف متعدد

      manifold industries

      صنایع گوناگون

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The museum displays manifold artifacts from different eras.

      موزه اشیاء گوناگونی از اعصار مختلف را به نمایش می‌گذارد.

      The benefits of recycling are manifold.

      فواید بازیافت متعددند.

      noun countable

      منیفولد، چندراهه (در خودرو)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      A leaking intake manifold can cause poor engine performance.

      نشت منیفولد ورودی می‌تواند باعث عملکرد ضعیف موتور شود.

      The turbocharger is connected to the exhaust manifold.

      توربوشارژر به منیفولد اگزوز متصل است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A cracked manifold can trigger the check engine light.

      ترک‌خوردگی منیفولد می‌تواند چراغ چک موتور را فعال کند.

      adjective adverb

      به مقدار زیاد، بسیار

      The benefits of exercise are manifold.

      فواید ورزش بسیار است.

      He faced manifold challenges during his career.

      او در طول دوران کاری‌اش با چالش‌های زیادی روبه‌رو شد.

      adjective

      ‫تمام‌عیار‬، به‌تمام‌معنی، تمام‌وکمال، همه‌جانبه

      a manifold liar

      دروغگوی به‌تمام‌معنی

      his manifold wisdom

      خردمندی همه‌جانبه‌ی او

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A manifold villain.

      آدمی که از چندین نظر رذل است (رذل تمام‌وکمال).

      verb - intransitive verb - transitive

      تکثیر کردن‬، متنوع کردن یا بودن، چندبرابر کردن، متعدد کردن یا بودن، کپی کردن

      The consequences of this event were manifold.

      پیامدهای این رویداد متعدد بود.

      The printer manifolded the reports into hundreds of copies.

      چاپگر گزارش‌ها را به صدها نسخه تکثیر کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The company manifolded its revenue streams through strategic partnerships.

      شرکت جریان‌های درآمدی خود را ازطریق شراکت‌های استراتژیک متعدد کرد.

      Engineers manifolded the copies of the blueprint for every contractor.

      مهندسان نقشه را برای هر پیمانکار چندین‌بار کپی کردند.

      to manifold a letter with carbon paper

      نامه‌ای را با کاغذ کاربن کپی کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد manifold

      1. adjective abundant, many
        Synonyms:
        numerous multiple many varied various different assorted diversified diverse complex multitudinous sundry copious multiplied multifarious multiform diversiform multivarious multifold
        Antonyms:
        single sole one

      ارجاع به لغت manifold

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «manifold» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/manifold

      لغات نزدیک manifold

      • - manifester
      • - manifesto
      • - manifold
      • - manifolding
      • - manikin
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.