آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ دی ۱۴۰۳

      Safe

      seɪf seɪf

      شکل جمع:

      safes

      صفت تفضیلی:

      safer

      صفت عالی:

      safest

      معنی safe | جمله با safe

      adjective A1

      ایمن، بی‌مخاطره

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      I feel safe when I am at home with my family.

      وقتی با خانواده‌ام در خانه هستم، احساس امنیت می‌کنم.

      Make sure to wear a helmet to stay safe while biking.

      برای ایمن ماندن هنگام دوچرخه‌سواری حتماً از کلاه ایمنی استفاده کنید.

      adjective B1

      سالم (آسیب‌ندیده)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The families of the hostages were overjoyed to hear that their loved ones were safe.

      خانواده‌های گروگان‌ها از شنیدن اینکه عزیزانشان سالم هستند، بسیار خوشحال شدند.

      He said that all the refugees were safe.

      او گفت که همه‌ی پناهندگان سالم هستند.

      adjective A2

      بی‌خطر

      The neighborhood park is a safe place for children to play.

      پارک محله مکانی بی‌خطر برای بازی کودکان است.

      I wish you a safe journey to your new home.

      برای شما سفری بی‌خطر به خانه‌ی جدیدتان آرزو می‌کنم.

      adjective C1

      امن (مکان)

      Keep your valuables in a safe place.

      اشیای قیمتی خود را در مکانی امن نگهداری کنید.

      My parents' house is the safest location to keep our family heirlooms.

      خانه‌ی پدر و مادرم امن‌ترین مکان برای نگهداری ماندگاره‌های خانوادگی است.

      adjective C1

      مطمئن، بدون ریسک

      She always chooses the safe option to avoid any potential harm.

      او برای جلوگیری از هرگونه آسیب احتمالی، همیشه گزینه‌ی مطمئن را انتخاب می‌کند.

      Investing in government bonds is often seen as a safe option for conservative investors.

      سرمایه‌گذاری در اوراق قرضه‌ی دولتی اغلب به‌عنوان گزینه‌ای بدون ریسک برای سرمایه‌گذاران محتاط دیده می‌شود.

      adjective

      سیاست مطمئن (برای اشاره به احتمال بسیار بالای برد و به دست آوردن کرسی در مجلس)

      The safe seats in this region are primarily held by the opposing political party.

      کرسی‌های مطمئن در این منطقه عمدتاً در اختیار حزب سیاسی مخالف است.

      The seat was considered safe.

      این کرسی مطمئن در نظر گرفته شد.

      adjective

      ورزش موفق (در رسیدن به نقطه‌ی امن) (در بیسبال)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The runner was safe at first base.

      دونده در بیس اول موفق بود.

      The runner was called safe at third base after a close play.

      پس از یک بازی نزدیک، دونده در بیس سوم موفق نامیده شد.

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی اطمینان‌بخش (شخص)

      She's a safe person.

      او آدم اطمینان‌بخشی است.

      He's a safe bloke, you can count on him.

      او جوان اطمینان‌بخشی است، می‌توانید روی او حساب کنید.

      adjective

      محتاط (شخص)

      He is a safe investor, preferring to put his money in low-risk options.

      او سرمایه‌گذار محتاطی است و ترجیح می‌دهد پول خود را روی گزینه‌های کم‌خطر سرمایه‌گذاری کند.

      The safe driver was able to avoid a potential accident.

      راننده‌ی محتاط توانست از تصادف احتمالی جلوگیری کند.

      noun countable

      گاوصندوق

      safe, گاوصندوق

      The diamonds were securely stored in the hotel’s safe.

      الماس‌ها در گاوصندوق هتل نگهداری می‌شدند.

      She placed her passport and cash in the wall-mounted safe.

      گذرنامه و پول نقد خود را در گاوصندوق دیواری گذاشت.

      noun countable

      کاندوم

      safe, کاندوم

      She reminded him not to forget the safe before they got started.

      به او یادآوری کرد که قبل از اینکه شروع کنند، کاندوم را فراموش نکند.

      He forgot to bring a safe.

      یادش رفت کاندوم بیاره.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد safe

      1. adjective free from harm
        Synonyms:
        protected secure guarded sheltered safeguarded shielded unharmed unhurt uninjured intact okay preserved maintained tended watched vindicated snug cherished in safety unscathed invulnerable impervious unthreatened free from danger out of danger out of harm’s way safe and sound under one’s wing home-free sitting pretty buttoned up unmolested under lock and key unassailable undamaged inviolable impregnable
        Antonyms:
        unsafe exposed vulnerable unguarded unprotected
      1. adjective not dangerous
        Synonyms:
        secure harmless innocuous risk-free riskless nontoxic nonpoisonous inoffensive uninjurious healthy wholesome sound pure decontaminated unpolluted tame reliable trustworthy dependable certain checked clear competent innoxious neutralized
        Antonyms:
        dangerous unsafe harmful poisonous
      1. adjective cautious, conservative
        Synonyms:
        careful wary guarded circumspect prudent discreet chary calculating gingerly unadventurous on safe side tried and true dependable reliable trustworthy sure realistic competent considerate
        Antonyms:
        risky incautious unthoughtful

      Idioms

      play (it) safe

      جانب احتیاط را رعایت کردن، مراقب بودن، ریسک نکردن

      a safe bet

      کار مطمئن

      safe and sound

      صحیح و سالم، سالم و تندرست، سُر و مُر و گُنده، امن و امان

      better safe than sorry

      کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند، احتیاط بهتر از پشیمانی در آخر کار است.

      لغات هم‌خانواده safe

      noun
      safe, safety
      adjective
      safe
      adverb
      safely

      سوال‌های رایج safe

      معنی safe به فارسی چی میشه؟

      کلمه "safe" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متعددی دارد که در زیر به تفصیل به بررسی آن می‌پردازیم.

      معانی اصلی

      1. ایمن و بی‌خطر: یکی از معانی اصلی "safe" به معنای ایمن و بی‌خطر بودن است. زمانی که چیزی یا کسی در وضعیت "safe" قرار دارد، به این معناست که در معرض خطر قرار ندارد. به عنوان مثال، در یک مکان امن یا در شرایطی که خطرات کمتری وجود دارد.

      2. محافظت شده: "safe" همچنین می‌تواند به معنای محافظت شده باشد. مثلاً، در مورد اشیایی که در یک قفسه یا صندوق محافظت شده قرار دارند، می‌گوییم که آن اشیا "safe" هستند.

      3. سالم: در زمینه‌های بهداشتی، "safe" به معنای سالم بودن نیز به کار می‌رود. برای مثال، غذایی که به درستی تهیه شده و برای مصرف بی‌خطر است، می‌تواند "safe" نامیده شود.

      کاربردها

      - فعل و صفت: "safe" به عنوان صفت استفاده می‌شود، اما می‌توان آن را به صورت فعل نیز به کار برد. مثلاً در عبارت "to keep something safe" به معنای محافظت از چیزی است.

      - اصطلاحات و عبارات: این کلمه در عبارات مختلفی استفاده می‌شود. مثلاً "safe and sound" به معنای سالم و بی‌خطر به کار می‌رود و معمولاً در مواردی استفاده می‌شود که شخصی پس از یک سفر یا حادثه به خانه برمی‌گردد.

      نکات جالب

      1. تضاد با "unsafe": کلمه "safe" دارای یک ضد کلمه مهم به نام "unsafe" است که به معنای ناامن و خطرناک می‌باشد. این کلمه نشان‌دهنده وضعیتی است که در آن خطرات بیشتری وجود دارد.

      2. کاربرد در دنیای دیجیتال: در دنیای فناوری و اینترنت، "safe" به معنای حفاظت از اطلاعات و حریم خصوصی نیز به کار می‌رود. مثلاً، یک وب‌سایت "safe" به معنای این است که اطلاعات کاربران در آن سایت به صورت امن نگهداری می‌شود.

      3. معانی فرهنگی: در فرهنگ‌های مختلف، مفهوم "امنیت" و "ایمنی" ممکن است معانی متفاوتی داشته باشد. به عنوان مثال، در برخی فرهنگ‌ها، ایمنی ممکن است به معنای داشتن یک جامعه سالم و متعادل باشد.

      4. استفاده در مشاغل و صنایع: در صنایع مختلف، مانند ساخت و ساز یا صنایع غذایی، ایمنی و حفاظت از کارکنان و محصولات بسیار مهم است. بنابراین، رعایت استانداردهای "safe" در این صنایع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

      شکل جمع safe چی میشه؟

      شکل جمع safe در زبان انگلیسی safes است.

      صفت تفضیلی safe چی میشه؟

      صفت تفضیلی safe در زبان انگلیسی safer است.

      صفت عالی safe چی میشه؟

      صفت عالی safe در زبان انگلیسی safest است.

      ارجاع به لغت safe

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «safe» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/safe

      لغات نزدیک safe

      • - sae
      • - safari
      • - safe
      • - safe and sound
      • - safe conduct
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.