آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ بهمن ۱۴۰۴

      Safety

      ˈseɪfti ˈseɪfti

      شکل جمع:

      safeties

      معنی safety | جمله با safety

      noun uncountable B2

      امنیت، ایمنی، بی‌خطری، سلامت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Safety first.

      اول ایمنی

      She swam to the other side of the river in safety.

      صحیح و سالم به آن سوی رودخانه شنا کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an expert in traffic safety

      کارشناس ایمنی ترافیک

      The police does not guarantee the city's safety.

      پلیس امنیت شهر را تضمین نمی‌کند.

      noun countable B2

      ورزش امتیاز سیفتی (موقعیتی در فوتبال آمریکایی که در آن بازیکنی که توپ را دارد پشت خط گل تیم خودی متوقف می‌شود و این باعث کسب دو امتیاز برای تیم دفاع می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The quarterback was sacked in the end zone for a safety.

      کوارتر بک در منطقه‌ی گل تیم خودی متوقف شد و دو امتیاز برای تیم دفاع کسب شد.

      The team scored a safety after the opposing player was tackled behind the goal line.

      تیم پس از این‌که بازیکن حریف پشت خط گل متوقف شد، دو امتیاز کسب کرد.

      noun countable B2

      ورزش بازیکن سیفتی (در فوتبال آمریکایی بازیکنی در تیم دفاع که دور از خط شروع بازی قرار می‌گیرد و در برابر پاس‌ها و دویدن‌هایی که از خط دفاع عبور می‌کنند، دفاع می‌کند)

      The runner was tackled by the safety in the backfield.

      دونده توسط بازیکن سیفتی در پشت خط دفاع متوقف شد.

      The safety intercepted the pass and prevented a touchdown.

      بازیکن سیفتی پاس را قطع کرد و از کسب امتیاز جلوگیری کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد safety

      1. noun protection from harm
        Synonyms:
        security shelter defense protection refuge cover safeness freedom asylum assurance immunity inviolability invulnerability impregnability
        Antonyms:
        danger vulnerability exposure jeopardy
      1. noun freedom from danger
        Synonyms:
        security refuge assurance protection touchback sanctuary shelter impregnability surety asylum cover safeness custody condom exemption freedom immunity rubber invulnerability safe prophylactic
      1. noun *A lock
        Synonyms:
        lock mechanism safetycatch guard safety lock safety device
        Antonyms:
        danger vulnerability exposure jeopardy
      1. noun (baseball) the successful act of striking a baseball in such a way that the batter reaches base safely
        Synonyms:
        base-hit

      Collocations

      road safety

      ایمنی در راه‌ها، (اتومبیل‌رانی با) رعایت احتیاط

      conform to safety regulations

      پیروی کردن از مقررات ایمنی

      لغات هم‌خانواده safety

      noun
      safe, safety
      adjective
      safe
      adverb
      safely

      سوال‌های رایج safety

      شکل جمع safety چی میشه؟

      شکل جمع safety در زبان انگلیسی safeties است.

      ارجاع به لغت safety

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «safety» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/safety

      لغات نزدیک safety

      • - safely
      • - safeness
      • - safety
      • - safety belt
      • - safety glass
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hibernation high-grade hideout map heter- herding herbal tea hammer away at brake help out helminthology heartiness hear (something) on the grapevine havoc have to اسباب آبشار آب‌نارنج آدامس آدم آن آهنگساز آوارگی آویختن تماشاخانه به کمک به یاد داشتن بهانه گرفتن به طور خلاصه بو کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.