آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Protected

      prəˈtektɪd prəˈtektɪd

      سوم‌شخص مفرد:

      protects

      وجه وصفی حال:

      protecting

      صفت تفضیلی:

      more protected

      صفت عالی:

      most protected

      معنی protected | جمله با protected

      adjective

      حفاظت‌شده، محافظت‌شده، در امان، محفوظ، مصون

      Great bustard is a protected bird which lives in Bukan.

      میش‌مرغ پرنده‌ای حفاظت‌شده است که در بوکان زندگی می‌کند.

      This dolphin is a protected species.

      این دلفین گونه‌ای حفاظت‌شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The endangered species are protected by strict laws and regulations.

      گونه‌های در معرض انقراض با قوانین و مقررات سختگیرانه حفاظت شده‌اند.

      protected wetlands

      تالاب‌های محفاظت‌شده

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی حقوق موردحمایت (مربوط به قراردادی اجاره‌ای‌ که از مستأجر در برابر دستور تخلیه یا هرگونه افزایش غیرمتعارف اجاره‌بها حمایت می‌کند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The flat is occupied by an elderly resident under a protected tenancy.

      فردی مسن تحت قراردادی موردحمایت در این آپارتمان ساکن است.

      The club occupies the land under a protected tenancy.

      باشگاه تحت قراردادی مورد حمایت این زمین را در اختیار دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد protected

      1. adjective kept safe or defended from danger or injury or loss
        Synonyms:
        defended guarded secured sheltered shielded preserved saved screened safeguarded kept safe watched over cared-for fostered harbored cherished ensconced shaded disguised curtained camouflaged under the aegis of
        Antonyms:
        unprotected insecure unsheltered weak

      لغات هم‌خانواده protected

      noun
      protection, protector, protectionism, protectionist, protectiveness, protectorate
      adjective
      protected, protective, protectionist
      verb - transitive
      protect
      adverb
      protectively

      سوال‌های رایج protected

      وجه وصفی حال protected چی میشه؟

      وجه وصفی حال protected در زبان انگلیسی protecting است.

      سوم‌شخص مفرد protected چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد protected در زبان انگلیسی protects است.

      صفت تفضیلی protected چی میشه؟

      صفت تفضیلی protected در زبان انگلیسی more protected است.

      صفت عالی protected چی میشه؟

      صفت عالی protected در زبان انگلیسی most protected است.

      ارجاع به لغت protected

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «protected» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/protected

      لغات نزدیک protected

      • - protect bit
      • - protect the environment
      • - protected
      • - protected location
      • - protection
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.