آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ دی ۱۴۰۲

      Guarantee

      ˌɡærənˈtiː ˌɡærənˈtiː

      گذشته‌ی ساده:

      guaranteed

      شکل سوم:

      guaranteed

      سوم‌شخص مفرد:

      guarantees

      وجه وصفی حال:

      guaranteeing

      شکل جمع:

      guarantees

      معنی guarantee | جمله با guarantee

      noun countable B2

      ضمانت، گارانتی، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، تضمین

      guarantee fund

      سپرده‌ی تضمینی

      This radio has a two-year guarantee.

      این رادیو گارانتی دو‌ساله دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His success was not a guarantee of future achievements.

      موفقیت او تضمینی برای دستاوردهای آینده‌اش نبود.

      verb - transitive

      ضمانت کردن، تعهدکردن، عهده‌دار شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      to guarantee a contract

      اجرای قراردادی را ضمانت کردن

      to guarantee that a thing will be done

      انجام کاری را تضمین کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد guarantee

      1. noun pledge, promise
        Synonyms:
        word promise assurance agreement vow bond undertaking security warranty contract oath bail gage deposit token pawn earnest collateral attestation surety certification certificate warrant certainty recognizance charter bargain sure thing testament word of honor lock pipe
      1. verb pledge, promise
        Synonyms:
        promise assure warrant certify confirm support back secure protect insure ensure maintain affirm attest swear testify aver vouch for endorse witness stand behind stand up for reassure bind oneself answer for sign for cosign get behind make sure make certain prove evidence evince stake wager mortgage bankroll grubstake make bail juice pick up the tab pick up the check angel
        Antonyms:
        break

      Collocations

      guaranteed annual wage

      دستمزد تضمین‌شده‌ی سالانه

      guaranteed bonds

      اوراق قرضه‌ی تضمین‌شده

      لغات هم‌خانواده guarantee

      noun
      guarantee
      verb - transitive
      guarantee

      سوال‌های رایج guarantee

      گذشته‌ی ساده guarantee چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده guarantee در زبان انگلیسی guaranteed است.

      شکل سوم guarantee چی میشه؟

      شکل سوم guarantee در زبان انگلیسی guaranteed است.

      شکل جمع guarantee چی میشه؟

      شکل جمع guarantee در زبان انگلیسی guarantees است.

      وجه وصفی حال guarantee چی میشه؟

      وجه وصفی حال guarantee در زبان انگلیسی guaranteeing است.

      سوم‌شخص مفرد guarantee چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد guarantee در زبان انگلیسی guarantees است.

      ارجاع به لغت guarantee

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «guarantee» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/guarantee

      لغات نزدیک guarantee

      • - guar
      • - guarani
      • - guarantee
      • - guarantee success
      • - guaranteed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.