فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Assure

əˈʃʊr əˈʃʊə

گذشته‌ی ساده:

assured

شکل سوم:

assured

سوم‌شخص مفرد:

assures

وجه وصفی حال:

assuring

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive B2

اطمینان دادن (به)، مطمئن کردن، راضی کردن، قول دادن (به)، خاطر‌جمع کردن، روی چیزی حساب کردن، متقاعد کردن، مجاب کردن

We can assure you of our full support.

از حمایت کامل ما مطمئن باشید.

I assure you they'll be perfectly safe with us.

قول می‌دهم آن‌ها جای‌شان پیش ما امن است.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

assure oneself (of)

مطمئن شدن (از)، متقاعد شدن (از)، اطمینان یافتن (از)

verb - transitive

تضمین کردن، دلگرمی دادن، پشت گرم کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
verb - transitive

انگلیسی بریتانیایی بیمه کردن، ایمن کردن

verb - transitive

اعتماد به نفس دادن

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد assure

  1. verb convince, relieve doubt
    Synonyms:
    persuade convince reassure satisfy encourage comfort soothe hearten inspire sell sell on bet on bag
  1. verb promise
    Synonyms:
    promise swear pledge guarantee vow confirm certify affirm attest give one’s word vouch for aver
  1. verb make certain
    Synonyms:
    ensure secure make sure guarantee confirm seal complete cinch clinch lock lock up nail down set insure ice put on ice have a lock on lock on

لغات هم‌خانواده assure

  • verb - transitive
    assure

ارجاع به لغت assure

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «assure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/assure

لغات نزدیک assure

پیشنهاد بهبود معانی