آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ اسفند ۱۴۰۳

      Toast

      toʊst təʊst

      گذشته‌ی ساده:

      toasted

      شکل سوم:

      toasted

      سوم‌شخص مفرد:

      toasts

      وجه وصفی حال:

      toasting

      شکل جمع:

      toasts

      معنی toast | جمله با toast

      noun uncountable A2

      نان برشته، نان تست

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      They served toast with the soup.

      آن‌ها نان تست را با سوپ سرو کردند.

      I always add cinnamon to my French toast.

      من همیشه دارچین به نان برشته‌ی فرانسوی خود اضافه می‌کنم.

      noun countable C1

      باده‌نوشی (بیان آرزوی خوب و احترام در حالی که جام‌های نوشیدنی بالا گرفته ‌شده‌اند و سپس نوشیدن آن‌ها)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Let's raise a toast to our friendship and all the memories we've created together.

      بیایید به سلامتی دوستی‌مان و تمام خاطراتی که با هم ساختیم، جام‌هایمان را بلند کنیم.

      Everyone joined in for a toast to celebrate the team's victory.

      همه برای باده‌نوشی به منظور جشن گرفتن پیروزی تیم شرکت کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He stood up and raised his glass to propose a toast to the future.

      او بلند شد و لیوانش را بالا برد تا برای آینده آرزوی خوب کند.

      Saddegh proposed a toast to the flag.

      صادق پیشنهاد کرد که به افتخار پرچم باده‌نوش کنند.

      noun countable

      شهره، محبوب، مورد توجه

      That singer became the toast of the town.

      آن خواننده، شهره‌ی شهر شد.

      After her groundbreaking discovery, she became the toast of the scientific community.

      بعداز کشف پیشگامانه‌اش، او به چهره‌ی محبوب جامعه‌ی علمی تبدیل شد.

      verb - transitive

      غذا و آشپزی برشته کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      Please toast the bread for my sandwich.

      لطفاً نان را برای ساندویچ من برشته کنید.

      She toasted the croissants until they were golden brown.

      او کروسان‌ها را برشته کرد تا طلایی و قهوه‌ای شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to toast cold, stale bread in the oven

      نان سرد و مانده را در فر برشته کردن

      verb - transitive informal

      گرم کردن

      She toasted her hands over the heater before stepping outside.

      او دستانش را قبل‌از بیرون رفتن روی بخاری گرم کرد.

      They toasted their bodies in the sauna, enjoying the heat.

      آن‌ها بدن‌هایشان را در سونا گرم کردند و از گرما لذت بردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to toast oneself by the fire

      خود را جلوی آتش خوب گرم کردن

      verb - transitive

      به‌ سلامتی کسی نوشیدن

      The ambassadors toasted each other.

      سفیران به افتخار یکدیگر نوشیدند.

      We toasted the bride and groom with champagne.

      ما به سلامتی عروس و داماد شامپاین نوشیدیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد toast

      1. noun salutation when drinking alcohol
        Synonyms:
        celebration salute honor tribute compliment acknowledgment drink health down ceremony thanksgiving pledge sentiment proposal commemoration shingle
      1. verb brown with heat
        Synonyms:
        heat warm cook dry crisp roast grill parch
      1. verb to honor by drinking liquor
        Synonyms:
        pledge drink drink-to pay homage to drink to someone's health celebrate compliment propose-a-toast name glorify make special mention of salute wassail

      Collocations

      propose a toast

      پیشنهاد نوشیدن به سلامتی کسی/چیزی دادن

      سوال‌های رایج toast

      گذشته‌ی ساده toast چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده toast در زبان انگلیسی toasted است.

      شکل سوم toast چی میشه؟

      شکل سوم toast در زبان انگلیسی toasted است.

      شکل جمع toast چی میشه؟

      شکل جمع toast در زبان انگلیسی toasts است.

      وجه وصفی حال toast چی میشه؟

      وجه وصفی حال toast در زبان انگلیسی toasting است.

      سوم‌شخص مفرد toast چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد toast در زبان انگلیسی toasts است.

      ارجاع به لغت toast

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «toast» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/toast

      لغات نزدیک toast

      • - toady
      • - toadyism
      • - toast
      • - toaster
      • - toastmaster
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.