آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ فروردین ۱۴۰۴

    Shingle

    ˈʃɪŋɡl ˈʃɪŋɡl

    شکل جمع:

    shingles

    معنی shingle | جمله با shingle

    noun uncountable

    سنگ‌ریزه، ریگ، قلوه‌سنگ (در ساحل یا لبه‌ی رودخانه)

    The beach was made of shingle that sparkled in the sunlight.

    ساحل از سنگریزه‌هایی ساخته شده بود که در نور خورشید می‌درخشیدند.

    After the storm, the shingle along the coastline had been rearranged.

    بعداز طوفان، قلوه‌سنگ‌ها درطول ساحل جابه‌جا شده بودند.

    noun countable

    شینگل، توفال، تخته‌کوبی (نوعی سقف یا پوشش دیوار)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The roof was covered with wooden shingles to give it a rustic appearance.

    سقف با شینگل‌های چوبی پوشانده شده بود تا ظاهری روستایی به آن بدهد.

    The house had a distinctive look because of its red cedar shingles.

    خانه، به‌دلیل توفال‌های سرخ‌چوب خود ظاهری منحصربه‌فرد داشت.

    noun countable

    انگلیسی آمریکایی تابلو (معمولاً برای وکیل‌ها و پزشک‌ها)

    She put up a new shingle after opening her law practice.

    او پس‌از افتتاح دفتر وکالت خود، تابلوی جدیدی نصب کرد.

    A brightly lit shingle indicated the presence of a new dentist in the neighborhood.

    تابلویی روشن، حضور دندانپزشک جدیدی را در محله نشان می‌داد.

    noun plural

    زونا، هرپس زوستر (بیماری‌ای که توسط ویروس واریسلا زوستر ایجاد می‌شود و باعث بروز خطوطی از لکه‌های قرمز دردناک بر روی بدن می‌شود)

    Later that year, he contracted shingles and had to take a few weeks off work.

    اواخر همان سال، او دچار زونا شد و مجبور شد چند هفته از کار مرخصی بگیرد.

    Vaccination can reduce the risk of developing shingles later in life.

    واکسیناسیون می‌تواند خطر ابتلا به هرپس زوستر در سنین بالاتر را کاهش دهد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shingle

    1. verb to sever
      Synonyms:
      trim shear decrease
    1. noun building material used as siding or roofing
      Synonyms:
      shake

    سوال‌های رایج shingle

    شکل جمع shingle چی میشه؟

    شکل جمع shingle در زبان انگلیسی shingles است.

    ارجاع به لغت shingle

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «shingle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shingle

    لغات نزدیک shingle

    • - shined
    • - shiner
    • - shingle
    • - shingler
    • - shingles
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    spiral out of control wingless brand branding maladaptation maladaptive malpractice g galantine future holds furrow from fro friend for life frat باز شدن باسکول بالا آچار بوکس آیندگان ابر قدرت ابراز احساسات اتصال اتکا اجتماعی اجق‌وجق بوته بوق بچگی بی رقیب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.