آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ آذر ۱۴۰۳

      Ceremony

      ˈserəməni ˈserəməni

      شکل جمع:

      ceremonies

      توضیحات:

      شکل رسمی این لغت: ceremonial

      معنی ceremony | جمله با ceremony

      noun countable uncountable B1

      مراسم، تشریفات، جشن، آیین (مجموعه‌ای از اعمال رسمی، اغلب ثابت و سنتی که در مناسبت‌های مهم اجتماعی یا مذهبی انجام می‌شوند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The graduation ceremony was held in the university auditorium.

      جشن فارغ‌التحصیلی در تالار دانشگاه برگزار شد.

      Everyone eagerly awaited the coronation ceremony of the new king.

      همه مشتاقانه منتظر مراسم تاج‌گذاری پادشاه جدید بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The guests were received with respectful ceremony.

      از مهمانان با تشریفاتی محترمانه پذیرایی شد.

      The ceremony of exchanging gifts at Christmas brings families together.

      آیین تبادل هدیه در ایام کریسمس خانواده‌ها را دور هم جمع می‌کند.

      noun uncountable

      رفتار مبادی آداب، تعارف (رفتار بسیار رسمی و مؤدبانه)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Sina guided them to hall with great ceremony.

      سینا در نهایت احترام آن‌ها را به‌طرف سالن راهنمایی کرد.

      He told the students abruptly and without ceremony that they would have to leave.

      ناگهان و به‌شیوه‌ای خارج از ادب به دانشجویان گفت که باید بروند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ceremony

      1. noun ritual; celebratory observation
        Synonyms:
        tradition custom observance ceremonial formality rite service solemnity commemoration function liturgy parade ritual show ordinance sacrament
      1. noun etiquette
        Synonyms:
        politeness decorum propriety formality etiquette protocol formal courtesy conformity usage nicety form ceremonial prescription strictness formalism preciseness pomp

      Collocations

      pomp and ceremony

      جلال و جبروت، کبکبه و دبدبه

      مراسم باشکوه، کبکبه و دبدبه، تشریفات و زرق و برق

      without ceremony

      بی‌دنگ و فنگ، بی‌معطلی، بدون تشریفات

      opening ceremony

      مراسم افتتاحیه

      Idioms

      stand on ceremony

      پایبند رسوم و تشریفات بودن

      سوال‌های رایج ceremony

      شکل جمع ceremony چی میشه؟

      شکل جمع ceremony در زبان انگلیسی ceremonies است.

      ارجاع به لغت ceremony

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ceremony» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ceremony

      لغات نزدیک ceremony

      • - ceremonial
      • - ceremonious
      • - ceremony
      • - cerenkov radiation
      • - cereous
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pink appeal aerily phase cheater frontal fresh drive frederica frazzle fragmentary unfortunately forthright manner formal attire force out forbiddance مصونیت سیاسی مستملکه مسامحه مرواریدی ننگ پیراهن تنگ پیچاندن چوچوله کارتنک کلب نسترن گل محمدی مخلوق مرغزار معرفت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.