آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ آبان ۱۴۰۴

      Fragmentary

      ˈfræɡmənteri ˈfræɡməntri

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از fragmental به‌جای fragmentary استفاده کرد.

      معنی fragmentary | جمله با fragmentary

      adjective formal

      ناقص، ازهم‌گسیخته، پراکنده، جزئی، تکه‌تکه، پاره‌پاره، جزءجزء ، شکسته، ریز‌شده، جسته‌گریخته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      fragmentary information

      اطلاعات جسته‌گریخته

      Her memory of the event was fragmentary and incomplete.

      حافظه‌ی او از این اتفاق ناقص بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fragmentary

      1. adjective broken, incomplete
        Synonyms:
        partial part fractional piecemeal disconnected disjointed scattered incomplete bitty scrappy sketchy unsystematic incoherent
        Antonyms:
        whole complete total unbroken all

      سوال‌های رایج fragmentary

      معنی fragmentary به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «fragmentary» در زبان فارسی به‌معنای «تکه‌تکه»، «پاره‌پاره»، یا «ناقص و پراکنده» و «جسته‌گریخته» است.

      این واژه از ریشه‌ی fragment به معنای «پاره» یا «قطعه» گرفته شده و اغلب برای توصیف چیزی به‌کار می‌رود که کامل، پیوسته یا یکپارچه نیست. Fragmentary می‌تواند به اشیاء مادی مانند آثار باستانی و اسناد تاریخی اشاره داشته باشد، یا مفاهیم انتزاعی‌تر مانند اندیشه، روایت و حافظه را توصیف کند.

      در زمینه‌ی تاریخی و باستان‌شناسی، واژه‌ی fragmentary اغلب برای اشاره به آثار یا متون کهن به کار می‌رود که بخشی از آن‌ها از بین رفته و تنها قطعاتی از آن‌ها باقی مانده است. برای مثال، fragmentary inscriptions به معنای «کتیبه‌های ناقص و تکه‌تکه» است. چنین نمونه‌هایی در پژوهش‌های تاریخی بسیار مهم‌اند، زیرا هرچند کامل نیستند، اما اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی فرهنگ‌ها و تمدن‌های گذشته ارائه می‌دهند. پژوهشگران از این قطعات پراکنده می‌کوشند تصویر بزرگ‌تری از تاریخ را بازسازی کنند؛ تلاشی که خود جلوه‌ای از پیوند میان علم، صبر و خلاقیت است.

      در ادبیات و نقد هنری، fragmentary معمولاً به سبکی اشاره دارد که در آن اثر ادبی یا هنری به‌صورت ناپیوسته یا گسسته بیان می‌شود. نویسندگانی که از ساختارهای «پاره‌پاره» بهره می‌گیرند، گاه عمداً از انسجام سنتی پرهیز می‌کنند تا احساس ذهنی یا تجربه‌ی نامنظم انسان مدرن را بازتاب دهند. برای نمونه، در شعر مدرن یا رمان‌های پست‌مدرن، ساختار fragmentary narrative یا «روایت تکه‌تکه» ابزاری است برای نشان دادن آشفتگی، چندصدایی یا ناپایداری معنا در جهان معاصر.

      در حوزه‌ی روان‌شناسی و فلسفه‌ی ذهن، این واژه می‌تواند برای توصیف حالت‌هایی از آگاهی یا حافظه به کار رود که منسجم نیستند. برای مثال، خاطرات فردی که دچار تروما یا فشار روانی شدید شده ممکن است fragmentary memories یا «خاطرات پراکنده و ناپیوسته» باشد. در این معنا، واژه‌ی fragmentary بر گسیختگی و ازهم‌پاشیدگی تجربه‌ی ذهنی تأکید دارد و نشان می‌دهد که ذهن گاه برای محافظت از خود، واقعیت را در قالب تکه‌های جداگانه ذخیره می‌کند.

      در علوم اجتماعی و فرهنگی نیز fragmentary برای توصیف جوامع یا نظام‌های فکری به‌کار می‌رود که فاقد انسجام کامل هستند. مثلاً ممکن است از اصطلاح fragmentary culture استفاده شود تا فرهنگی را توصیف کند که در اثر گسترش رسانه‌ها، مهاجرت یا تنوع ارزش‌ها، وحدت پیشین خود را از دست داده است. در این معنا، واژه حامل مفهومی جامعه‌شناختی است که نشان‌دهنده‌ی پراکندگی ارزش‌ها و تجربه‌های انسانی در دنیای مدرن است.

      fragmentary واژه‌ای است که مفهومی از ناپیوستگی، نقص و گسیختگی را منتقل می‌کند؛ اما در عین حال، در دل خود امکان بازسازی و درک کل از جزء را نیز نهفته دارد. چه در مطالعه‌ی متون باستانی، چه در تحلیل هنر مدرن یا فهم ذهن انسان، این واژه یادآور آن است که حتی در میان پراکندگی و شکستگی، هنوز رگه‌هایی از معنا و پیوند باقی می‌ماند—قطعاتی کوچک که می‌توانند تصویری بزرگ‌تر از حقیقت را بازگو کنند.

      ارجاع به لغت fragmentary

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fragmentary» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fragmentary

      لغات نزدیک fragmentary

      • - fragmentarily
      • - fragmentariness
      • - fragmentary
      • - fragmentate
      • - fragmentation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.