آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴

    Commemoration

    kəˌmeməˈreɪʃn kəˌmeməˈreɪʃn

    معنی commemoration | جمله با commemoration

    noun

    یادبود، مجلس تذکر، مجلس یا جشن یادبود

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    a commemoration of the works of Sohrab Sepehry

    یادبود آثار سهراب سپهری

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد commemoration

    1. noun honoring, observance
      Synonyms:
      ceremony celebration recognition tribute remembrance custom memorial service monumentalization
      Antonyms:
      neglect negligence forgetting unobservance

    Collocations

    in commemoration of

    به یادبود، به خاطر بزرگداشت

    سوال‌های رایج commemoration

    معنی commemoration به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «commemoration» در زبان فارسی به «یادبود» یا «گرامیداشت» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «commemoration» یک اسم در زبان انگلیسی است که از ریشه‌ی لاتین «commemorare» به معنای «به خاطر سپردن» یا «یادآوری کردن» گرفته شده است. این کلمه به رویداد، مراسم یا فعالیتی اشاره دارد که برای زنده نگه‌داشتن یاد یک شخص، گروه یا واقعه برگزار می‌شود. معنای آن غالباً بار مثبت دارد و به ارزش‌گذاری، احترام یا پاسداشت چیزی در گذشته دلالت می‌کند.

    در بسیاری از فرهنگ‌ها، «commemoration» از طریق برگزاری مراسم‌های رسمی یا غیررسمی انجام می‌شود. این مراسم می‌تواند شکل‌های گوناگونی داشته باشد: از یک گردهمایی کوچک خانوادگی گرفته تا یک آیین ملی با حضور هزاران نفر. هدف مشترک همهٔ این اشکال، ایجاد پیوندی عاطفی و ذهنی میان گذشته و حال است، تا افراد بتوانند ارزش‌ها یا خاطرات مشترک را زنده نگه دارند.

    در حوزهٔ هنر و معماری، «commemoration» اغلب به شکل ساخت یادمان‌ها، مجسمه‌ها یا بناهای یادبود ظاهر می‌شود. برای مثال، بسیاری از شهرها میدان‌ها یا بناهایی دارند که به‌طور خاص برای گرامیداشت شخصیت‌های برجسته یا رخدادهای تاریخی طراحی شده‌اند. این یادمان‌ها نه تنها نمادی از احترام به گذشته‌اند، بلکه در گذر زمان به بخشی از هویت فرهنگی و جمعی مردم نیز تبدیل می‌شوند.

    در ادبیات و نوشتار، «commemoration» می‌تواند در قالب کتاب‌ها، اشعار یا مقالاتی جلوه کند که برای بزرگداشت یک شخص یا واقعه نگاشته شده‌اند. در اینجا عمل «گرامیداشت» بیشتر معنوی و فکری است و تلاش می‌شود با بازگویی خاطرات و تحلیل اهمیت آن‌ها، اثری ماندگار در ذهن مخاطبان ایجاد شود.

    «commemoration» یادآور این حقیقت است که انسان‌ها نیاز دارند گذشتهٔ خود را به خاطر بسپارند و آن را با حال و آینده پیوند دهند. این مفهوم فراتر از یک مراسم ساده است و نوعی ابزار فرهنگی و اجتماعی برای انتقال ارزش‌ها، تجربیات و هویت جمعی به نسل‌های بعدی محسوب می‌شود. از این رو، «commemoration» هم جنبهٔ فردی دارد و هم جنبهٔ اجتماعی، و هر دو در ساختن حافظهٔ مشترک بشری نقش اساسی ایفا می‌کنند.

    ارجاع به لغت commemoration

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «commemoration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/commemoration

    لغات نزدیک commemoration

    • - commedia dell'arte
    • - commemorate
    • - commemoration
    • - commemorative
    • - commence
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.