پذیرا، پذیرنده، قبولکننده، تأییدکننده
The child's accepting nature made it easy for her to make new friends.
طبع پذیرای کودک پیدا کردن دوستان جدید را برایش آسان کرده بود.
Societies that are more accepting of cultural diversity tend to exhibit higher levels of social cohesion and innovation.
جوامعی که بیشتر پذیرای تنوع فرهنگی هستند، تمایل به نمایش سطوح بالاتری از همبستگی اجتماعی و نوآوری دارند.
She is very accepting of new ideas, which makes her a great team member.
او بسیار پذیرندهی ایدههای جدید است که او را به یک عضو عالی تیم تبدیل میکند.
مداراکننده، باگذشت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The accepting attitude of the teacher helped the students feel comfortable sharing their thoughts.
نگرش مداراکننده و مثبت معلم به دانشآموزان کمک کرد تا در بیان افکار خود احساس راحتی کنند.
While critically analyzing historical events, it is crucial for researchers to maintain an accepting stance towards varying interpretations, fostering a more comprehensive understanding.
هنگام تحلیل انتقادی رویدادهای تاریخی، برای محققان حیاتی است که موضعی باگذشت نسبت به تفسیرهای مختلف حفظ کنند و درک جامعتری را پرورش دهند.
Being accepting towards others' quirks can really improve your relationships.
مداراکننده بودن با عادات عجیب دیگران میتواند واقعاً روابط شما را بهبود بخشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «accepting» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/accepting