آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ تیر ۱۴۰۵

      Reproduction

      ˌriːprəˈdʌkʃn ˌriːprəˈdʌkʃn

      شکل جمع:

      reproductions

      معنی reproduction | جمله با reproduction

      noun uncountable C2

      تولیدمثل، زادوولد، تکثیر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      Reproduction is essential for the survival of species.

      تولیدمثل برای بقای گونه‌ها ضروری است.

      Reproduction ensures genetic diversity.

      زادوولد تنوع ژنتیکی را تضمین می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      plant reproduction

      تولیدمثل گیاهی

      noun countable uncountable C1

      بازتولید، بازساخت، بازفراهم‌آوری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      sound reproduction

      بازساخت صدا

      the reproduction of capital

      بازفراهم‌آوری سرمایه

      noun countable

      نسخه‌ی کپی، نسخه‌ی بازتولیدشده، نسخه‌ی بدلی

      The museum sold a reproduction of the famous painting.

      موزه یک نسخه‌ی بازتولیدشده از نقاشی مشهور را فروخت.

      We compared the reproduction to the original and found subtle differences.

      ما نسخه‌ی کپی را با اصلی مقایسه کردیم و تفاوت‌های ظریفی یافتیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The book includes a high-quality reproduction of the original manuscript.

      کتاب شامل یک نسخه‌ی کپی با کیفیت بالا از دست‌نوشته‌ی اصلی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد reproduction

      1. noun something duplicated; duplication
        Synonyms:
        copy imitation replica duplicate clone facsimile photocopy print recreation picture portrayal offprint carbon copy look-alike mirror image twin dupe mimeograph photo reprinting transcription xerox breeding generation increase multiplication proliferation propagation renewal revival reenactment replication reduplication carbon ditto mimeo photostat pic repro stat x-ray chip off old block fake flimsy
        Antonyms:
        original

      لغات هم‌خانواده reproduction

      noun
      produce, producer, product, production, reproduction, productivity
      adjective
      productive, counterproductive, reproductive, reproducible
      verb - transitive
      produce
      verb - intransitive
      reproduce
      adverb
      productively

      سوال‌های رایج reproduction

      شکل جمع reproduction چی میشه؟

      شکل جمع reproduction در زبان انگلیسی reproductions است.

      ارجاع به لغت reproduction

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «reproduction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reproduction

      لغات نزدیک reproduction

      • - reproducibility
      • - reproducible
      • - reproduction
      • - reproduction proof
      • - reproductive
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      dormancy durrell econometrics edacious el dorado emerging establish a cause keyword abbreviation expandability freed flattering greed thorough hamilton شبیه‌ساز شفیع شله‌زرد شماها شن شهریه شور و اشتیاق شیشلیک صورتجلسه فرض گله‌ی گاو گواب گوشت بلدرچین گوشت بوقلمون وحشی گوشت خرگوش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.