آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ دی ۱۴۰۳

      Revival

      rɪˈvaɪvl rɪˈvaɪvl

      شکل جمع:

      revivals

      معنی revival | جمله با revival

      noun countable uncountable C2

      احیا، نوجانی، جان تازه، نیروی تازه، تجدید قوا، تجدید حیات، رواج مجدد، نورواجی، جان‌بخشی، نوشکوفی

      the revival of old traditions.

      احیای سنت‌های قدیمی.

      The revival of interest in Persian music.

      رواج مجدد علاقه به موسیقی ایران.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      North Africa has witnessed a strong religious revival.

      آفریقای شمالی شاهد یک احیای مذهبی نیرومند بوده است.

      The revival of family picnics.

      رواج مجدد پیکنیک‌های خانوادگی.

      noun countable

      سینما و تئاتر بازتولید (نمایشنامه)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The theater's revival of the classic play drew a large crowd.

      بازتولید تئاتر کلاسیک جمعیت زیادی را به خود جلب کرد.

      Many fans eagerly anticipated the revival of their favorite show from the 1980s.

      بسیاری از طرفداران مشتاقانه منتظر بازتولید نمایش مورد علاقه‌ی خود از دهه‌ی ۱۹۸۰ بودند.

      noun

      جلسه‌ی مذهبی، گردهمایی دینی

      The Baptist revival is scheduled for tomorrow.

      گردهمایی مذهبی باپتیست‌ها فردا برگزار خواهد شد.

      The revival sparked a renewed interest in spiritual practices.

      گردهمایی دینی علاقه به اعمال معنوی را برانگیخت.

      noun countable

      حقوق تجدید اعتبار، اعاده‌ی اعتبار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      The revival of a revoked will.

      تجدید اعتبار وصیت‌نامه‌ی فسخ‌شده.

      The revival of the old contract brought new opportunities for both parties.

      اعاده‌ی اعتبار قرارداد قدیمی فرصت‌های جدیدی را برای هر دو طرف به ارمغان آورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد revival

      1. noun rebirth, reawakening
        Synonyms:
        recovery renewal restoration awakening resurrection reanimation regeneration rejuvenation revitalization renaissance resurgence invigoration quickening recrudescence revivification renascence freshening cheering consolation enkindling risorgimento
        Antonyms:
        destruction killing suppression

      سوال‌های رایج revival

      شکل جمع revival چی میشه؟

      شکل جمع revival در زبان انگلیسی revivals است.

      ارجاع به لغت revival

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «revival» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/revival

      لغات نزدیک revival

      • - revitalization
      • - revitalize
      • - revival
      • - revival of learning (or letters or literature)
      • - revivalism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.