آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ تیر ۱۴۰۴

      Recovery

      rɪˈkʌvri rɪˈkʌvri

      شکل جمع:

      recoveries

      معنی recovery | جمله با recovery

      noun countable uncountable B2

      بهبودی، بازیابی، حصول، وصول، جبران، ترمیم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      the recovery of occupied territories

      بازستانی سرزمین‌های اشغالی

      the recovery of stolen rugs

      بازیابی فرش‌های مسروقه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her quick recovery surprised the doctors.

      بهبود سریع او دکترها را متعجب کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد recovery

      1. noun the act of returning to normal
        Synonyms:
        return restoration improvement rehabilitation reinstatement resumption reconstruction reformation replacement readjustment rally recuperation improving reestablishment recreation getting back to normal getting back to normalcy
      1. noun the act of regaining possession
        Synonyms:
        return repossession recapture retrieval rescue restoration redemption reclamation compensation reimbursement reparation recall recoup retaking recouping indemnification replevin remuneration replevy
      1. noun the process of regaining health
        Synonyms:
        improvement healing cure rehabilitation restoration renewal comeback revival gain recuperation rebound return to health mend upturn rejuvenation regenerate reinvigoration resurgence betterment convalescence revive reawakening reanimation resuscitation retrieve rebirth heal improve redeem regaining rehabilitate physical improvement post-operative care renascence renaissance revivification

      لغات هم‌خانواده recovery

      noun
      recovery
      verb - transitive
      recover

      سوال‌های رایج recovery

      معنی recovery به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «recovery» در زبان فارسی به «بهبودی» یا «بازیابی» ترجمه می‌شود.

      بهبودی، مفهومی چندوجهی است که در زمینه‌های گوناگون فیزیکی، روانی، اقتصادی، و حتی فناوری اطلاعات کاربرد دارد. در ساده‌ترین تعریف، بهبودی به روند بازگشت به وضعیت طبیعی، سالم یا مطلوب پس از یک دوره‌ی مشکل، بیماری، آسیب یا بحران اشاره دارد. این واژه معمولاً با مفاهیمی مانند تجدید قوا، بازسازی و بازگشت به ثبات همراه است و می‌تواند هم در سطح فردی و هم در سطح جمعی مطرح شود.

      در زمینه‌ی سلامت جسمی، «بهبودی» به بازگشت تدریجی بدن به وضعیت پیش از بیماری یا جراحت اشاره دارد. مثلاً پس از یک عمل جراحی یا بیماری سخت مانند آنفلوآنزا، بدن نیاز به زمان دارد تا سلول‌ها بازسازی شوند، اندام‌ها به عملکرد طبیعی خود بازگردند و سیستم ایمنی مجدداً تقویت شود. در این مسیر، تغذیه مناسب، استراحت، دارودرمانی و پیروی از توصیه‌های پزشکی نقش کلیدی دارند. دوره‌ی بهبودی ممکن است کوتاه‌مدت یا بلندمدت باشد و اغلب نیاز به پیگیری مداوم دارد.

      از سوی دیگر، در حوزه‌ی سلامت روان، «بهبودی» فراتر از حذف علائم بیماری است. در این حوزه، بهبودی به معنای دستیابی به کیفیت زندگی، امید، کنترل و معنا یافتن در زندگی پس از دوره‌ای از افسردگی، اضطراب یا اختلال روان‌شناختی تلقی می‌شود. بهبودی روانی می‌تواند با کمک روان‌درمانی، پشتیبانی اجتماعی، ایجاد تغییرات سبک زندگی و ارتقای خودآگاهی رخ دهد. در این مسیر، پذیرش آسیب‌پذیری و حرکت به سوی تاب‌آوری نقش مهمی ایفا می‌کنند.

      در زمینه‌های اقتصادی نیز از «بهبودی» برای اشاره به بازگشت اقتصاد به وضعیت رشد پس از رکود یا بحران مالی استفاده می‌شود. زمانی که یک کشور یا بازار از شرایط بحرانی مانند تورم بالا، بیکاری گسترده یا سقوط بازارها عبور می‌کند و نشانه‌هایی از رشد، سرمایه‌گذاری، اشتغال‌زایی و ثبات مالی پدیدار می‌شود، گفته می‌شود اقتصاد در حال بهبودی است. در این فرآیند، سیاست‌گذاری مناسب، اعتمادسازی، و بازسازی زیرساخت‌ها اهمیت فراوانی دارد.

      همچنین در فناوری اطلاعات، «بهبودی» به معنای بازیابی اطلاعات از دست‌رفته، بازگردانی سیستم‌ها پس از حمله سایبری یا خرابی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است. سازمان‌ها برای مواجهه با بحران‌های دیجیتال نیاز به برنامه‌های مشخص برای «بازیابی اطلاعات» (data recovery) دارند که شامل تهیه نسخه پشتیبان، احیای سرورها و ادامه‌ی فعالیت‌ها بدون وقفه است. در این حوزه، سرعت، امنیت و دقت بازیابی اهمیت زیادی دارد.

      «بهبودی» صرفاً یک اتفاق نیست، بلکه یک فرایند فعال، گام‌به‌گام و گاه پیچیده است که نیازمند صبر، منابع، راهبرد مناسب و پشتیبانی مؤثر است. این واژه در دل خود امید، حرکت رو به جلو و بازگشت به زندگی را پنهان دارد.

      شکل جمع recovery چی میشه؟

      شکل جمع recovery در زبان انگلیسی recoveries است.

      ارجاع به لغت recovery

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «recovery» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recovery

      لغات نزدیک recovery

      • - recover from
      • - recoverable
      • - recovery
      • - recovery of money
      • - recovery procedure
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.