آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۴

      Reimbursement

      ˌriəmˈbɜːrsmənt ˌriːɪmˈbɜːsmənt

      معنی reimbursement | جمله با reimbursement

      noun countable uncountable formal

      بازپرداخت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      I submitted my medical bills to the insurance company for reimbursement.

      صورت‌حساب‌های پزشکی خود را برای بازپرداخت به شرکت بیمه ارسال کردم.

      The insurance policy provides reimbursement for medical expenses up to a certain limit.

      بیمه‌نامه هزینه‌های درمانی را تا سقف معینی بازپرداخت می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد reimbursement

      1. noun something to make up for loss or damage
        Synonyms:
        compensation repayment satisfaction restitution recompense amends remuneration redress reparation offset indemnity requital indemnification setoff quittance

      سوال‌های رایج reimbursement

      معنی reimbursement به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «reimbursement» در زبان فارسی به «بازپرداخت» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «reimbursement» به فرآیندی اشاره دارد که طی آن هزینه‌ای که فرد یا سازمان قبلاً پرداخت کرده، دوباره به او بازگردانده می‌شود. این واژه معمولاً در زمینه‌های مالی، بیمه‌ای و کاری به کار می‌رود و بیانگر تعهد یک نهاد یا سازمان برای جبران هزینه‌های قانونی یا توافق‌شده است. بازپرداخت می‌تواند شامل هزینه‌های شخصی، هزینه‌های سفر، خرید تجهیزات یا هر نوع پرداخت مرتبط با فعالیت‌های حرفه‌ای باشد.

      در محیط کاری، «reimbursement» نقش مهمی در ایجاد انگیزه و حمایت از کارکنان دارد. وقتی کارکنان هزینه‌های مرتبط با انجام وظایف شغلی خود، مانند سفر، خرید ابزار کار یا ثبت‌نام در دوره‌های آموزشی را پرداخت می‌کنند، امکان «reimbursement» تضمین می‌کند که این هزینه‌ها به سرعت و به صورت منصفانه بازگردانده شود. این فرآیند نه تنها حس عدالت و رضایت را افزایش می‌دهد، بلکه از نظر مالی فشار اضافی بر کارکنان را کاهش می‌دهد.

      در زمینه بیمه و سلامت، «reimbursement» معمولاً به بازپرداخت هزینه‌های پزشکی اشاره دارد. بیمه‌گذاران با ارائه اسناد و رسیدهای لازم، می‌توانند هزینه‌های درمان، دارو یا خدمات بهداشتی را دریافت کنند. این سیستم به افراد امکان می‌دهد بدون نگرانی مالی از خدمات ضروری پزشکی بهره‌مند شوند و فشار اقتصادی مرتبط با درمان کاهش یابد.

      در حوزه کسب‌وکار، «reimbursement» بخشی از مدیریت مالی و حسابداری است. شرکت‌ها برای کنترل هزینه‌ها، فرایند مشخصی برای ثبت و بررسی درخواست‌های بازپرداخت دارند. این امر تضمین می‌کند که پرداخت‌ها مطابق سیاست‌های داخلی و توافق‌های قانونی انجام شود و احتمال سوء‌استفاده یا خطا کاهش یابد.

      «reimbursement» نمادی از شفافیت، عدالت و نظم مالی است. این واژه نشان می‌دهد که هزینه‌هایی که به ناحق یا برای انجام فعالیت‌های مشخص پرداخت شده‌اند، قابل جبران هستند و سیستم‌های مناسب برای بازپرداخت آن‌ها طراحی شده‌اند، چه در سطح فردی و چه در سطح سازمانی.

      ارجاع به لغت reimbursement

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «reimbursement» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reimbursement

      لغات نزدیک reimbursement

      • - reimbursable
      • - reimburse
      • - reimbursement
      • - reimpression
      • - rein
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.