آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مهر ۱۴۰۴

      Indemnity

      ɪnˈdemnəti ɪnˈdemnəti

      معنی indemnity | جمله با indemnity

      noun

      تاوان، غرامت، جبران زیان، بخشودگی، صدمه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      A plan that offered indemnity against further financial loss.

      طرحی که ما را در مقابل زیان‌های بیشتر مالی بیمه می‌کرد.

      He had to pay a large indemnity.

      او مجبور شد غرامت سنگینی بدهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Germany is still paying indemnity to some victims of Nazism.

      آلمان هنوز هم به برخی از قربانیان نازی‌ها خسارت می‌پردازد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد indemnity

      1. noun reimbursement
        Synonyms:
        payment repayment compensation restitution pay damages

      سوال‌های رایج indemnity

      معنی indemnity به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «indemnity» در زبان فارسی به «غرامت»، «تاوان» یا «پرداخت خسارت» و «جبران زیان» ترجمه می‌شود.

      این واژه در زبان انگلیسی معمولاً به معنای تعهد قانونی یا قراردادی برای جبران خسارت، آسیب یا ضرری است که ممکن است به فرد یا سازمانی وارد شود. «indemnity» در زمینه‌های حقوقی، بیمه، قراردادهای تجاری و مالی کاربرد گسترده دارد و نشان‌دهنده‌ی تضمین مالی یا مسئولیت جبران خسارت است که طرفین معامله یا قرارداد بر آن توافق می‌کنند.

      در کاربرد عملی، «indemnity» به فرد یا سازمان این امکان را می‌دهد که در صورت وقوع خسارت، مالی یا جبران مادی دریافت کند. برای مثال، در بیمه، شرکت بیمه موظف است خسارت‌های وارده به بیمه‌گذار را طبق شرایط قرارداد پرداخت نماید. جمله‌ی “The policy provides indemnity against fire damage” به این معناست که بیمه‌نامه خسارات ناشی از آتش‌سوزی را جبران می‌کند. این کاربرد باعث می‌شود مفهوم «indemnity» نه تنها یک اصطلاح حقوقی، بلکه یک ابزار محافظتی اقتصادی نیز تلقی شود.

      از نظر تاریخی و زبانی، «indemnity» ریشه در زبان لاتین و واژه‌ی indemnis دارد که به معنای «بی‌خطر» یا «بدون آسیب» است. این اصل نشان می‌دهد که مفهوم اولیه‌ی واژه حول محور محافظت و جبران خسارت شکل گرفته است. در زبان انگلیسی مدرن، این واژه علاوه بر متون حقوقی و بیمه، در مذاکرات تجاری و قراردادهای بین‌المللی نیز کاربرد دارد و اغلب به‌صورت دقیق و رسمی بیان می‌شود.

      در حوزه‌های حقوقی و تجاری، «indemnity» تضمین می‌کند که فرد یا سازمان در برابر خطرات و مسئولیت‌های مالی مصون باقی بماند. در قراردادهای کاری یا خرید و فروش، بندهای «indemnity» می‌توانند شامل تعهد به جبران خسارت ناشی از تخلفات، اشتباهات یا ضررهای مالی طرف دیگر باشند. این کاربرد، اهمیت واژه را در کاهش ریسک و تضمین امنیت اقتصادی نشان می‌دهد.

      «indemnity» فراتر از یک مفهوم مالی یا قانونی ساده است؛ این واژه بیانگر مسئولیت، حفاظت و امنیت در تعاملات انسانی و تجاری است. استفاده صحیح از آن، به‌ویژه در متون رسمی و قراردادی، نشان‌دهنده‌ی دقت زبانی، فهم قوانین و اهمیت رعایت اصول حرفه‌ای است. برای زبان‌آموزان، درک دقیق «indemnity» و کاربردهای آن گامی مهم در توسعه مهارت‌های زبان تخصصی و تجاری محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت indemnity

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «indemnity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/indemnity

      لغات نزدیک indemnity

      • - indemnifier
      • - indemnify
      • - indemnity
      • - indemonstrable
      • - indene
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.