شکل جمع:
compensationsغرامت، خسارت، جبران مالی
If you are killed, your family can get compensation.
اگر کشته شوی بازماندگانت خسارت خواهند گرفت.
The insurance company provided compensation to cover the cost of the car accident.
شرکت بیمه برای پوشش هزینهی تصادف ماشین غرامت پرداخت کرد.
جبران، تسلی، دلخوشی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Although she lost the game, the experience of traveling was a compensation in itself.
اگرچه او بازی را باخت، تجربهی سفر بهخودیخود دلخوشی بود.
The beautiful view was a small compensation for the long hike.
منظرهی زیبا، تسلی کوچکی برای پیادهروی طولانی بود.
کسبوکار جبران خدمات، دستمزد و مزایا، حقوق و مزایا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
The employee felt that their compensation did not adequately reflect their contributions to the company.
کارمند احساس کرد که دستمزد و مزایای آنها به قدر کافی زحماتشان برای شرکت را نشان نمیدهد.
The job advertisement listed an attractive compensation package for the position.
آگهی شغلی، بستهی جبران خدمات جذابی برای این موقعیت شغلی اعلام کرده بود.
compensation structure
ساختار جبران خدمات
شکل جمع compensation در زبان انگلیسی compensations است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «compensation» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/compensation