آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

      Wage

      weɪdʒ weɪdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      waged

      شکل سوم:

      waged

      سوم‌شخص مفرد:

      wages

      وجه وصفی حال:

      waging

      شکل جمع:

      wages

      معنی wage | جمله با wage

      noun singular B1

      دستمزد، حقوق، اجرت، مزد، دست‌رنج، اجر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The disparity in average wage between different economic sectors is a significant concern for policymakers.

      تفاوت در میانگین دستمزد بین بخش‌های اقتصادی مختلف، یک نگرانی مهم برای سیاست‌گذاران است.

      They received their wages in cash and in wheat.

      آن‌ها دستمزد خود را به‌صورت نقدی و گندم دریافت کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Research indicates that a higher educational attainment often correlates with a substantially increased starting wage upon entering the workforce.

      تحقیقات نشان می‌دهد که سطح تحصیلات بالاتر اغلب با افزایش قابل توجه حقوق اولیه هنگام ورود به بازار کار مرتبط است.

      The average wage of an unskilled laborer is $ 6 per hour.

      مزد متوسط عمله‌ی ساده، شش دلار در ساعت است.

      minimum wage

      حداقل اجرت

      wage freeze

      تثبیت دستمزدها

      verb - transitive formal B2

      پیکار کردن، جنگیدن، جنگ به راه انداختن، جنگ بر پا کردن، جنگ شروع کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Historians often analyze the strategic decisions made by leaders who chose to wage war for economic dominance.

      تاریخ‌نگاران اغلب تصمیمات استراتژیک رهبرانی را تحلیل می‌کنند که انتخاب کردند برای تسلط اقتصادی جنگ به راه اندازند.

      The two countries decided to wage war over the disputed territory.

      دو کشور تصمیم گرفتند بر سر قلمروی مورد مناقشه جنگ به راه اندازند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The text discusses how many humanitarian organizations wage extensive campaigns to provide aid in conflict zones.

      متن بحث می‌کند که چگونه بسیاری از سازمان‌های بشردوستانه کمپین‌های گسترده‌ای را برای ارائه‌ی کمک در مناطق درگیری به راه می‌اندازند.

      We must wage a campaign against illiteracy.

      ما باید بر ضد بی‌سوادی پیکار کنیم.

      to wage war against the enemy

      در برابر دشمن جنگیدن

      noun countable uncountable

      اجر، پاداش، ثواب، عوض، جزا

      From a theological perspective, many belief systems posit that virtuous actions performed during one's lifetime will ultimately yield a spiritual wage.

      ازمنظر الهیاتی، بسیاری از نظام‌های اعتقادی فرض می‌کنند که اعمال نیک انجام‌شده در طول زندگی یک فرد، درنهایت پاداش معنوی به همراه خواهد داشت.

      Her kindness and generosity will surely bring her a great wage in the afterlife.

      مهربانی و سخاوت او مطمئناً اجر بزرگی در آخرت برایش به ارمغان خواهد آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The wages of sin is death.

      جزای گناه، مرگ است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wage

      1. noun earnings for work
        Synonyms:
        pay earnings payment salary compensation remuneration recompense reward returns return receipts price fee share take cut hire allowance stipend emolument bread take-home sugar bacon bacon and eggs
      1. verb carry on
        Synonyms:
        do conduct practice engage in pursue undertake carry out fulfill proceed with make prosecute
        Antonyms:
        stop halt cease

      Collocations

      living wage

      مزدکافی برای امرار معاش

      guaranteed annual wage

      دستمزد تضمین‌شده‌ی سالانه

      the policy of wage restraint

      سیاست خودداری از دادن یا خواستن دستمزد بیشتر

      wage war on (or against)

      مصاف دادن، جنگیدن، پیکار کردن

      low wage

      دستمزد پایین

      سوال‌های رایج wage

      گذشته‌ی ساده wage چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده wage در زبان انگلیسی waged است.

      شکل سوم wage چی میشه؟

      شکل سوم wage در زبان انگلیسی waged است.

      شکل جمع wage چی میشه؟

      شکل جمع wage در زبان انگلیسی wages است.

      وجه وصفی حال wage چی میشه؟

      وجه وصفی حال wage در زبان انگلیسی waging است.

      سوم‌شخص مفرد wage چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد wage در زبان انگلیسی wages است.

      ارجاع به لغت wage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wage

      لغات نزدیک wage

      • - wafture
      • - wag
      • - wage
      • - wage earner
      • - wage scale
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.