Remittal

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

بخشش، عفو، آمرزش، گذشت، پرداخت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد remittal

  1. noun the act of absolving or remitting; formal redemption as pronounced by a priest in the sacrament of penance
    Synonyms:
    absolution remission remission-of-sin subsidence
  1. noun a payment of money sent to a person in another place
    Synonyms:
    remittance remission remitment

ارجاع به لغت remittal

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «remittal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/remittal

لغات نزدیک remittal

پیشنهاد بهبود معانی