Upturn

ˈʌptɜrːn ˈʌptɜrːn ˈʌptɜːn ˈʌptɜːn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

چرخش به بالا، برگشت (به وضع بهتر)، تبدیل به احسن، تغییر وضع، رو به ‌ترقی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- the upturn in economic activity
- ازدیاد فعالیتهای اقتصادی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد upturn

  1. noun the act of increasing or rising
    Synonyms:
    increase rise growth raise boost augmentation enlargement multiplication upswing jump buildup amplification escalation swell augment upsurge proliferation recuperation aggrandizement

لغات هم‌خانواده upturn

ارجاع به لغت upturn

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «upturn» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/upturn

لغات نزدیک upturn

پیشنهاد بهبود معانی