گذشتهی ساده:
reboundedشکل سوم:
reboundedسومشخص مفرد:
reboundsوجه وصفی حال:
reboundingشکل جمع:
reboundsدوباره به جای اول برگشتن، حرکت ارتجاعی داشتن، منعکس شدن، برگشتن، بازگشتن
Researchers observed that the elastic material would consistently rebound to its original shape even after significant deformation.
محققان مشاهده کردند که مادهی کشسان حتی پساز تغییر شکل قابل توجه، بهطور مداوم به شکل اولیهی خود بازمیگردد.
I'm hoping my energy levels will rebound after a good night's sleep.
امیدوارم سطح انرژی من بعداز یک خواب خوب شبانه، دوباره به حالت عادی بازگردد.
After a while, his spirits rebounded.
پساز چندی روحیهاش دوباره خوب شد.
The ball rebounded from the wall.
توپ از دیوار برگشت.
Sounds of artillery rebounded from the mountains around the city.
صدای توپخانه از کوههای اطراف شهر منعکس میشد.
a shield from which electrons rebound
سپری که الکترون به آن برخورد میکند و بازمیگردد
Ahmad rebounded the ball and passed it to me.
احمد توپ را پس گرفت و به من پاس داد.
اقتصاد جهش یافتن، افزایش قیمت داشتن (پساز کاهش)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The lecture discussed how certain emerging markets tend to rebound rapidly after periods of economic instability.
این سخنرانی به این موضوع پرداخت که چگونه برخی بازارهای نوظهور پساز دورههای بیثباتی اقتصادی تمایل دارند بهسرعت افزایش قیمت داشته باشند.
Following a sharp decline, commodity prices are projected to rebound as global demand begins to recover.
پساز یک کاهش شدید، پیشبینی میشود قیمت کالاها با شروع بهبود تقاضای جهانی، جهش یابند.
Economists predict that consumer spending is poised to rebound in the third quarter, signaling potential economic recovery.
اقتصاددانان پیشبینی میکنند که هزینهکرد مصرفکننده در سهماههی سوم آمادهی جهش است که نشاندهندهی بهبود اقتصادی بالقوه است.
ورزش ریباند کردن (پریدن و انجام حرکات)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
In a study of athletic performance, the ability of gymnasts to rebound effectively from the vaulting table was a key indicator of their overall score.
در مطالعهای در مورد عملکرد ورزشی، توانایی ژیمناستها برای ریباند کردن مؤثر از روی میز پرش، یک شاخص کلیدی برای نمرهی کلی آنها بود.
The data clearly indicates that athletes who focus on plyometric training demonstrate an enhanced capacity to rebound and generate explosive power.
دادهها بهوضوح نشان میدهد که ورزشکارانی که بر تمرینات پلایومتریک تمرکز میکنند، ظرفیت بهبودیافتهای برای ریباند کردن و تولید قدرت تکاندهنده از خود نشان میدهند.
برگشت، بازگشت، انعکاس
Researchers observed a significant rebound in the population of several endangered species following the implementation of conservation efforts.
محققان پساز اجرای تلاشهای حفاظتی، بازگشت قابل توجهی را در جمعیت چندین گونهی در معرض خطر مشاهده کردند.
The rapid rebound in global trade after the initial pandemic shock highlighted the resilience of international supply chains.
بازگشت سریع تجارت جهانی پساز شوک اولیهی همهگیری، انعطافپذیری زنجیرههای تامین بینالمللی را برجسته کرد.
Economists are closely monitoring the rebound in consumer spending as an indicator of post-recession recovery.
اقتصاددانان بازگشت مخارج مصرفکننده را بهعنوان شاخصی برای بهبود پساز رکود بهدقت رصد میکنند.
بسکتبال ورزش ریباند (گرفتن توپ در نتیجهی پرتاب ناموفق بازیکن حریف)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی بسکتبال
The power forward's exceptional rebounding statistics were a key factor in the team's dominant performance throughout the tournament.
آمار ریباند استثنایی فوروارد قدرتی، عاملی کلیدی در عملکرد مسلط تیم در طول مسابقات بود.
The coach's strategy focused heavily on defensive rebounding to limit the opponent's scoring opportunities after missed shots.
استراتژی مربی بهشدت بر ریباند دفاعی متمرکز بود تا فرصتهای گلزنی حریف را پساز پرتابهای ناموفق محدود کند.
During the lecture, the professor highlighted how effective rebounding can significantly alter the momentum of a basketball game.
در طول سخنرانی، استاد تأکید کرد که چگونه ریباند مؤثر میتواند بهطور قابل توجهی حرکت یک بازی بسکتبال را تغییر دهد.
1- درحال عقبنشینی، پس زنی، پس از کمانه کردن 2- (مثلاً در عشق یا ازدواج) کمی پس از پایان، درحال واکنش
گذشتهی ساده rebound در زبان انگلیسی rebounded است.
شکل سوم rebound در زبان انگلیسی rebounded است.
شکل جمع rebound در زبان انگلیسی rebounds است.
وجه وصفی حال rebound در زبان انگلیسی rebounding است.
سومشخص مفرد rebound در زبان انگلیسی rebounds است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «rebound» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rebound