گذشتهی ساده:
rebootedشکل سوم:
rebootedسومشخص مفرد:
rebootsوجه وصفی حال:
rebootingشکل جمع:
rebootsکامپیوتر ریبوت کردن، دوباره راه انداختن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
شروع دوبارهی کاری به روشی جدید و جالب
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کامپیوتر زمانی که کامپیوتر خاموش میشود و بلافاصله دوباره راهاندازی میشود
یک نسخهی جدید و جالب از چیزی مانند یک فیلم یا برنامهی تلویزیونی، یا عمل ساخت یک نسخهی جدید و جالب
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «reboot» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/reboot