آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ تیر ۱۴۰۵

      Counterproductive

      ˌkaʊnt̬ərprəˈdʌktɪv ˌkaʊntəprəˈdʌktɪv

      صفت تفضیلی:

      more counterproductive

      صفت عالی:

      most counterproductive

      معنی counterproductive | جمله با counterproductive

      adjective C2

      کسب‌وکار دارای نتیجه‌ی معکوس، ضدتولید و بازدهی، زیان‌بخش، گزندآور، آسیب‌آور، پادبازده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      Giving children too much homework is often counterproductive because they lose interest in learning.

      تکلیف شبِ بیش از حد دادن به کودکان اغلب نتیجه‌ی معکوس دارد زیرا آن‌ها علاقه‌ی خود را به یادگیری از دست می‌دهند.

      Forcing employees to work overtime can be counterproductive as it leads to severe burnout.

      مجبور کردن کارمندان به اضافه‌کاری می‌تواند نتیجه‌ی معکوس داشته باشد زیرا منجر به فرسودگی شغلی شدید می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Procrastination is counterproductive to achieving your goals.

      به تعویق انداختن کارها، برای رسیدن به اهدافتان زیان‌بخش است.

      Ignoring feedback can be counterproductive to personal growth.

      نادیده گرفتن بازخورد برای رشد شخصی می‌تواند گزندآور باشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات هم‌خانواده counterproductive

      noun
      produce, producer, product, production, reproduction, productivity
      adjective
      productive, counterproductive, reproductive, reproducible
      verb - transitive
      produce
      verb - intransitive
      reproduce
      adverb
      productively

      سوال‌های رایج counterproductive

      صفت تفضیلی counterproductive چی میشه؟

      صفت تفضیلی counterproductive در زبان انگلیسی more counterproductive است.

      صفت عالی counterproductive چی میشه؟

      صفت عالی counterproductive در زبان انگلیسی most counterproductive است.

      ارجاع به لغت counterproductive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «counterproductive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/counterproductive

      لغات نزدیک counterproductive

      • - counterpoise
      • - counterpose
      • - counterproductive
      • - counterproposal
      • - counterpunch
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ten-second violation three-point line three-point shot three-pointer three-second rule three-second violation dark alter grow in front of CIF rotter conlang war crime pay for something بوکس مشت زنی پیکان فلش پاسور القاپذیر اسیدفنیک جهاندن دمل سورشارژ برودت جوش مورد علاقه امیدواری برنده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.