صفت تفضیلی:
more counterproductiveصفت عالی:
most counterproductiveکسبوکار دارای نتیجهی معکوس، ضدتولید و بازدهی، زیانبخش، گزندآور، آسیبآور، پادبازده
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Giving children too much homework is often counterproductive because they lose interest in learning.
تکلیف شبِ بیش از حد دادن به کودکان اغلب نتیجهی معکوس دارد زیرا آنها علاقهی خود را به یادگیری از دست میدهند.
Forcing employees to work overtime can be counterproductive as it leads to severe burnout.
مجبور کردن کارمندان به اضافهکاری میتواند نتیجهی معکوس داشته باشد زیرا منجر به فرسودگی شغلی شدید میشود.
Procrastination is counterproductive to achieving your goals.
به تعویق انداختن کارها، برای رسیدن به اهدافتان زیانبخش است.
Ignoring feedback can be counterproductive to personal growth.
نادیده گرفتن بازخورد برای رشد شخصی میتواند گزندآور باشد.
صفت تفضیلی counterproductive در زبان انگلیسی more counterproductive است.
صفت عالی counterproductive در زبان انگلیسی most counterproductive است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «counterproductive» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/counterproductive