آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

      Quote

      kwoʊt kwəʊt

      گذشته‌ی ساده:

      quoted

      شکل سوم:

      quoted

      سوم‌شخص مفرد:

      quotes

      وجه وصفی حال:

      quoting

      شکل جمع:

      quotes

      معنی quote | جمله با quote

      verb - intransitive C1

      استناد، نقل‌قول، نقل کردن، از زبان کسی نقل کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      to quote Ferdowsi

      بازگویه کردن فردوسی

      He quoted two passages from the Bible.

      او دو قطعه از انجیل را نقل‌قول کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't quote me on that.

      از زبان من نقل نکن، از من نشنیده بگیر.

      She is quoted as saying...

      ازش نقل می‌کنند که گفته است...، می‌گویند که گفته است...، نقل است که گفته است...

      verb - transitive

      نقل قول کردن، بازگویه کردن، واگویه کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Please don't quote what I said!

      لطفاً آنچه را که گفتم بازگو نکن!

      verb - transitive

      اقتصاد قیمت سهام (و غیره) را ذکر کردن، مظنه دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد quote

      1. noun repetition of something spoken or written by someone
        Synonyms:
        citation reference excerpt passage extract recitation saying selection citing cutting
      1. noun financial estimate
        Synonyms:
        price rate cost charge figure bid tender bid price market price current price price named stated price published price
      1. verb repeat something spoken, written by another
        Synonyms:
        cite name refer to recount recite repeat paraphrase recall reference extract excerpt detail instance adduce attest proclaim parrot

      لغات هم‌خانواده quote

      noun
      quotation, quote
      verb - intransitive
      quote

      سوال‌های رایج quote

      گذشته‌ی ساده quote چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده quote در زبان انگلیسی quoted است.

      شکل سوم quote چی میشه؟

      شکل سوم quote در زبان انگلیسی quoted است.

      شکل جمع quote چی میشه؟

      شکل جمع quote در زبان انگلیسی quotes است.

      وجه وصفی حال quote چی میشه؟

      وجه وصفی حال quote در زبان انگلیسی quoting است.

      سوم‌شخص مفرد quote چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد quote در زبان انگلیسی quotes است.

      ارجاع به لغت quote

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «quote» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/quote

      لغات نزدیک quote

      • - quotation
      • - quotation mark
      • - quote
      • - quoth
      • - quotha
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.