با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Disassociate

ˌdɪsəˈsoʊsieɪt ˌdɪsəˈsəʊʃieɪt / / -sieɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    disassociated
  • شکل سوم:

    disassociated
  • سوم شخص مفرد:

    disassociates
  • وجه وصفی حال:

    disassociating
  • adverb
    جداکردن، مجزاکردن، همکاری نکردن، از همکاری دست کشیدن
    • - He disassociated himself from the business.
    • - او با آن بنگاه قطع رابطه کرد.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت disassociate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disassociate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/disassociate

لغات نزدیک disassociate

پیشنهاد و بهبود معانی