آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴

      Partnership

      ˈpɑːrtnərʃɪp ˈpɑːtnəʃɪp

      شکل جمع:

      partnerships

      معنی partnership | جمله با partnership

      noun countable uncountable B2

      مشارکت، همکاری، شراکت، هم‌دستی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The two countries signed a treaty of economic partnership.

      دو کشور، معاهده‌ای برای مشارکت اقتصادی امضا کردند.

      He was accused of partnership in the crime.

      او به هم‌دستی در آن جرم متهم شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      in partnership with my son David

      با مشارکت پسرم داوود

      partnership in irrigation projects between the states and the Federal government

      همکاری میان ایالت‌ها و دولت فدرال درمورد طرح‌های آبیاری

      the wartime partnership which existed between scientists and military men

      همکاری میان دانشمندان و نظامیان در زمان جنگ

      noun countable

      شرکت تضامنی (شرکتی که تحت مالکیت دو یا چند نفر است)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The John Lewis Partnership is one of the most famous retail businesses in the UK.

      شرکت تضامنی جان لوئیس یکی از مشهورترین کسب‌وکارهای خرده‌فروشی در بریتانیاست.

      He invested money in a partnership with his old friends.

      او در شرکتی تضامنی با دوستان قدیمی‌اش سرمایه‌گذاری کرد.

      noun countable

      ورزش (کریکت) هم‌بازی، زوج ضربه‌زن، نوبت مشترک ضربه‌زنی، امتیاز شراکتی (بین دو بَتِر)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      This partnership between the two batters is the highest in the tournament.

      این زوج ضربه‌زن، بالاترین آمار در مسابقات را دارد.

      The long partnership frustrated the bowlers all morning.

      نوبت مشترک ضربه‌زنی طولانی، کل صبح، توپ‌زن‌ها را خسته کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد partnership

      1. noun alliance; participation
        Synonyms:
        association company organization business corporation union affiliation connection combination participation assistance community friendship brotherhood society cooperation joining help band group party interest body house firm crew gang club ring lodge mob faction clique coterie cartel combine conglomerate tie-up ownership sharing togetherness sisterhood sorority consociation conjunction hookup cooperative companionship chumminess cahoots

      Collocations

      enter into partnership with someone

      با کسی شریک شدن

      لغات هم‌خانواده partnership

      noun
      partner, partnership
      verb - transitive
      partner

      سوال‌های رایج partnership

      شکل جمع partnership چی میشه؟

      شکل جمع partnership در زبان انگلیسی partnerships است.

      ارجاع به لغت partnership

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «partnership» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/partnership

      لغات نزدیک partnership

      • - partly
      • - partner
      • - partnership
      • - parton
      • - partook
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sweat NES regimented old-womanish flashing critical mass roentgenize ladybird ladybug jackal jawline forge indent convert light دوره آموزشی دورهمی دوست داشتنی دوست قدیمی دوشیدن دکتر داروساز دیدن دیروقت دیشب دیوار ذوق کردن راست گفتن راه راکد رخت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.